دانلود فایل های آموزشی

دانلود نمونه سوال فایل های آموزشی و پژوهشی نقد و بررسی مظالب دانشگاهی پروژه های دانشجویی تحقیق و مقاله

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

4f/ss (320)

4f/ss (320)

آشنایی با سیستم ایربگ (کیسه هوا)

کیسه هوا Air Bag

سالهای بسیار زیادی کمربند ایمنی تنها وسیله محافظت از انسان در خودرو بود. بحث های زیادی در مورد ایمنی سرنشین خودرو به خصوص کودکان وجود داشت و کشورها موظف بودند از قوانین و استانداردهای مربوط به کمربند ایمنی پیروی کنند. امار نشان میدهد کمربندهای ایمنی تا کنون جان صدها هزار نفر را در سوانح رانندگی از مرگ نجات داده اند.

همانند کمربند ایمنی مفهوم ایربگ نیز یا کیسه هوا نیز سالها قبل بوجود امده است. اولین نوع کیسه های قابل باد شدن در خلال جنگ جهانی دوم و در سال 1980 در هواپیماها و هنگام فرود به کار گرفته شد. اما ایربگ های تجاری اولین بار در خودروها مورد استفاده قرار گرفتند. اتومبیلهایی که بعد از سال 1998 تولید شدند همگی موظف به استفاده از ایربگ برای دریافت استاندارد شده اند.

لازم است هم در قسمت راننده و هم قسمت سرنشین کناری از ایربگ استفاده شود. امروزه امار نشان داده است که استفاده از ایربگ در تصادف های مستقیم از رو به رو تا 30% احتمال مرگ را کاهش میدهد.

بعدها ایربگ های جانبی در صندلی ها و درهای خودرو جاسازی شدند.خودرو های مدرن امروزی دیگر از تنها 2 ایربگ استفاده نمیکنند بلکه تعداد زیادی ایربگ روبه رو و جانبی در این خودروها به کار رفته است.همانطور که در سالیان گذشته مطالعات زیادی در مورد کمربند ایمنی انجام میگرفت امروزه دولت ها و خودروسازان مطالعات و ازمونهای بسیاری در مورد ایربگ ها انجام میدهند.

قوانین حرکت

قبل از مطالعه جزئیات ایربگ ها باید ابتدا قوانین حرکت را مرور نمائیم.میدانیم اجسام متحرک دارای مومنتوم (اندازه حرکت) هستند.مومنتوم در اثر جرم و سرعت بوجود میاید.

تا هنگامی که نیروی خارجی به جسم وارد نشود جسم در راستای قبلی و با همان سرعت به حرکت خود ادامه میدهد.خودرو از جرمهای متعددی تشکیل شده است .

وزن خودرو و اجسام داخل ان و همینطور مسافرین از ان جمله اند.اگر وسیله ای برای مهار وجود نداشته باشد در هنگام تصادف این اجرام مایل هستند با سرعتی که اتومبیل در حال حرکت بوده است به حرکت رو به جلوی خود ادامه دهند.

کاهش مومنتوم اجسام باید در یک بازه زمانی انجام گیرد.در هنگام تصادف نیروی وارده برای توقف مسافران بسیار زیاد است. همچنین زمان کمی برای اعمال این نیرو وجود دارد. هدف همه وسایل و تجهیزات ایمنی به کار رفته این است که هنگام به کارگیری کمترین اسیب و جراحت ممکن را به فرد وارد نماید.

آنچه ایربگ باید انجام دهد این است که سرعت سرنشین خودرو را به ارامی به صفر برساند تا وی اسیب نبیند. ایربگ فضایی میان راننده و فرمان و سرنشین کنار با داشبورد ایجاد میکند .

غیرفعال نمودن کیسه هوا

برای پاسخ به نگرانی در مورد کودکان و سایر سرنشینان اتومبیل به خصوص سرنشینانی که از نظر جثه کوچکتر هستند از لحاظ قدرت زیاد ایربگ که موجب اسیب یا مرگ انها می شد سازمان NHTSA در سال 1997 قوانینی تصویب کرد که به خودروسازان اجازه میداد از ایربگ های ضعیف تری استفاده کنند. این قانون به شرکتها اجازه داد از ایربگ هایی با قدرت 35%_20% کمتر استقاده نمایند.

علاوه بر این در سال 1998 به فروشندگان و مراکز خدمات خودرو اجازه داده شد تا برای ایربگ ها کلید رددفعال یا غیر فعال قرار دهند تا بتوان در مواقع لزوم ایربگ را از مدار خارج نمود.

دارندگان خودروهایی که در معرض یکی از خطرات زیر هستند میتوانند این کلید را روی خودروی خود نصب کنند:

برای طرف راننده و سرنشین کنار: بستگی به شرایط جسمی افراد دارد.در حالتی که خطر اسیب دیدگی با باز شدن ایربگ افزایش می یابد از این حالت استفاده میکنند. برای طرف راننده: کسانی که نتوانند فاصله حداقل 10 اینچ را از مرکز فرمان حفظ کنند.

برای طرف مسافر: کسانی که در طول سفر در صندلی جلو نوزاد حمل میکنند به دلیل اینکه خودرو صندلی عقب ندارد و یا اینکه با کودک را تحت نظر داشته باشند برای طرف مسافر: کسانی که در طول سفر در صندلی جلو کودک 1 تا 12 سال حمل میکنند به دلیل اینکه

الف:خودرو صندلی عقب ندارد

ب: تعداد کودکان بیشتر است

ج: باید کودک را تحت نظر داشته باشند.

گروهی از پزشکان در کنفرانسی که درباره ایربگ و غیرفعال ساختن آن برگزار شد طی گزارشی خواهان مجوز قطع ایربگ در موارد ضروری شدند:

موارد عمومی دستور قطع ایربگ که بیان شد عبارتند از:

کسانی که مشکل قلبی دارند

کسانی که عینک میزنند

کسانی که مبتلا به ورم گلو هستند

کسانی که مبتلا به اسم (تنگی نفس) هستند

کسانی که جراحی در ناحیه سینه داشته اند

کسانی که جراحی گردن داشته اند

افراد مسن

کسانی که ارای ورم مفاصل هستند

خانمهای باردار

باز شدن ایربگ

هدف ایربگ این است که بتواند سرعت حرکت رو به جلو سرنشین را تا حد ممکن به ارامی کاهش دهد تا کمتریت اسیب ممکن به سرنشین وارد شود و عمل باز شدن ایربگ باید در کسری از ثانیه انجام گیرد.

سه قسمت در ایربگ وجود دارند که به تحقق این امر کمک میکنند:

ایربگ از یک لایه نازک نایلونی تشکیل شده است که به صورت تاشده درداخل فرمان و داشبورد و اخیرا داخل در نیز تعبیه شده اند.

سنسور: وسیله ای است که زمان باز شدن ایربگ را مشخص میکند. زمانی که نیروی تصادف معادل برخورد با یک دیوار اجری با سرعت 24-16 کیلومتر باشد ایربگ باز میشود.سنسورها اطلاعات را از یک شتاب سنج دریافت میکنند

سیستم باز کننده ایربگ از واکنش NAN3 با نیترات پتاسیم KNO3 برای تولید گاز نیتروژن استفاده میکند.جریان نیتروژن داغ باعث باد شدن کیسه هوا میشود.

تلاشهای اولیه با مشکلات زیاد از جمله قیمت بالا و مشکلات فنی همراه بود. چگونگی باز شدن و همچنین تا شدن مجدد کیسه هوا از این جمله هستند. محققان نگران بودند که:

آیا در اتومبیل فضای کافی جهت محفظه گاز وجود دارد؟

آیا گاز میتواند در تمام طول عمر خود با فشار بالا در محفظه بماند؟

کیسه هوا چگونه ساخته شود تا بتواند به سرعت باز شود و در دماهای کارکرد مختلف قابل اطمینان باشد و صدای باز شدن نیز به گوش صدمه وارد نکند؟

آنها باید فرایند شیمیایی طراحی میکردند که بتوان نیتروژن مورد نیاز برای باد کردن ایربگ را تامین کند و برای این کار به یک محرک قوی نیاز بود.عملکرد این محرک بی شباهت به تقویت کننده در پرتاب موشک نیست.سیستم ایربگ محرک را مشتعل میکند.این محرک با سرعت بسیار بالا مقدار فراوانی گاز برای باد شدن ایربگ تولید میکند. سپس کیسه به سرعت از جای خود خارج میشود.این سرعت در حدود 322 کیلومتر بر ساعت است.یعنی حتی سریعتر از یک پلک زدن! یک ثانیه بعد گاز به سرعت ار سوراخی که در کیسه قرار دارد پراکنده میشود و شما میتوانید از دجای خود حرکت کنید.

در حقیقت کل فرایند عملکرد ایربگ 1.25 ثانیه طول میکشد.اما همین زمان کوتاه است موجب جلوگیری و یا کاهش قابل ملاحظه اسیب دیدگی میشود.در این قسمت میخواهیم به مسائل و نگرانی هایی که در مورد ایمنی ایربگها وجود دارد( به خصوص در مورد کودکان) بپردازیم

مسائل ایمنی در مورد کیسه های هوا

از ابتدای بوجود امدن صنعت ایربگ متخصصان پیش بینی کرده بودند ایربگ و کمربند ایمنی باید پشت سرهم عمل کنند.وجود کمربند ایمنی همچنان ضروری بود زیرا اولا ایربگ فقط در سرعتهای خاصی عمل میکند و ثانیا در تصادف از کنار فقط کمربند ایمنی از سرنشین محافظت می نمود.(به همین علت نصب ایربگ جانبی دردستور کار قرار گرفت) همینطور در تصادف از عقب کمربند ایمنی نقش بسیار مهمی را ایفا میکند.لذا با اینکه تکنولوژی ایربگ بسیار پیشرفت کرده است اما هنوز این وسیله تنها زمانی مفید است که به همراه کمربند ایمنی به کارگرفته شود.

طولی نکشید که محققان دریافتند باز شدن ایربگ میتواند به کسانی که در فاصله نزدیکی با ان قرار داشته باشند آسیب های شدیدی وارد نماید.آنها به این نتیجه رسیدند که منطقه خطر در حدود 8_5 اینچی محل باز شدن ایربگ است.لذا اگر راننده 10 اینچ معادل 25 سانتیمتر با فرمان فاصله داشته باشد در منطقه ایمن قرار دارد.این فاصله را از مرکز فرمان تا محل پیشانی راننده محاسبه میکنند. اگر حالت فعلی صندلی شما فاصله کمتر از 25 سانتیمتر ایجاد میکند یکی از راههای زیر را هنگام رانندگی انتخاب نمایید:

صندلی خود را تا جای ممکن عقب ببرید.تا جایی که همچنان به راحتی با پدالها ارتباط داشته باشید

پشت صندلی خودرا اندکی خم کنید. باید به هر صورت ممکن فاصله 25 سانتیمتر را حفظ کنید. اگر با خم شدن صندلی دید جاده کم میشود میتوانید در بعضی خودرو ها از بالابر اتوماتیک استفاده کنید و در غیر این صورت از بالشی که لغزنده نباشد استفاده نمایید.

در صورتی که از فرمانهای تلسکوپی (قابل تنظیم) استفاده میکنید ایربگ را به جای سر و گردن روی سینه خود تنظیم کنید.

قوانین برای کودکان متفاوت است. ایربگ میتواند موجب اسیب دیدگی شدید و حتی مرگ کودکی شود که در صندلی جلو و بدون محافظت تسمه کمربند قراردارد. این خطر هنگام ترمز ناگهانی و پرت شدن کودک به جلو نیز وجود دارد. محققان رعایت نکات ایمنی زیر را لازم میدانند:

کودکان زیر 12 سال باید توسط کمربند یا صندلی مخصوص تحت حفاظت قرار گیرند نوزادان هرگز نباید درصندلی جلو خودرویی که دارای ایربگ سرنشین کناری است قرار داده شوند.

اگر کودک بالای 1 سال در صندلی جلو قرار گرفت حتما باید توسط صندلی مخصوص یا کمربند ایمنی قابل تنظیم در جای خود مستقر شوند و صندلی تا جای ممکن عقب برده شود

تا چندی پیش اکثر اقدامات در زمینه ایمنی درباره تصادف از روبه رو و پشت صورت میگرفت.در صورتی که حدود 40 درصد از آسیب های جدی در حوادث رانندگی در تصادف از پهلو بوجود می آمد.ودر کل 30 درصد تصادفات از ناحیه کنار صورت می گرفت.خودرو سازان باید به این آمار پاسخی می دادند و استانداردهای دیگری را لحاظ می کردند. این کار به وسیله تقویت و ضخیم سازی درها تقویت قسمت کف و سقف و ستون های خودروصورت می گرفت.اما خودروهای مدرن به وسیله ایربگ جانبی موج جدید محافظت از سرنشین جلو را عرضه نمودند.

مهندسان می گویند طراحی و ساخت ایربگ جانبی بسیار مشکل تر از ایربگ رو به رو است.علت این امر آن است که در تصادف از رو به رو بخش عمده ای از انرژی و نیروی تصادف توسط سپر جلوو محفظه موتور و خود قسمت موتور جذب می شود و در حدود 40-30 میلی ثانیه طول می کشد تا ضربه به قسمت سرنشین وارد شود. اما در تصادف از پهلو تنها یک در قرار دارد و فاصله بین خودروی دیگر تا سرنشین فقط چند اینچ است.

و این یعنی ایربگ جانبی باید به طور آنی و در زمانی حدود 6-5 میلی ثانیه عمل کند.

مهندسان شرکت ولوو(volvo) راههای مختلفی را برای نصب ایربگ جانبی آزمایش کردند و درنهایت نصب ایربگ جانبی در قسمت پشت صندلی جلو را انتخاب کردند. زیرا این نوع نصب امکان حفاظت از سرنشین در هر ابعادی را فراهم میکند. در این روش سنسورهای مکانیکی را در بالشی که زیر راننده و سرنسین کناری قرار دارد تعبیه میکنند.این کار باعث می شود ایربگ طرفی که اسیب ندیده باز نشود.همچنین از باز شدن ایربگ در تصادفات جزئی مثل تصادف با دوچرخه جلوگیری می کند.این سنسورها در تصادفاتی با سرعت بالای 19 کیلومتر عمل میکنند.

مهندسین شرکت معتبر BMW ایربگ های جانبی را در قسمت درب خودرو جاسازی کرده اند.از انجایی که این قسمت فضای بیشتری دارد به انها اجازه میدهد از کیسه های بزرگتری استفاده کنند و از فضای بیشتری محافظت نمایند. ایربگ قسمت سر از سال 1999 بر روی تمامی خودروهای BMW (به غیر از مدلهای کانورتیبل) نصب گردید. ایربگ سر شبیه یک سوسیس بزرگ است و برخلاف ایربگهای دیگر طوری طراحی شده است که حدود 5 ثانیه به صورت متورم باقی میماند تا از سر در برابر ضربات احتمالی بعدی محافظت نماید.

با تمام این اوصاف صنعت ایربگ یک صنعت جدید است و به سرعت در راه پیشرفت گام بر می دارد و متخصصین فراواتی بر روی این تکنولوژی مشغول کار و پژوهش هستند.

قبل از شروع صحبت در مورد ایربگ یک یادآوری ومرور خیلی ساده در مورد قوانین حرکت :همانطور که می دانیم هر جسم در حال حرکت دارای مومنتوم خطی است (حاصلضرب جرم جسم در سرعت آن )و نیز می دانیم که اگر نیرویی به جسم وارد نشود جسم در همان جهت قبلی با همان سرعت به حرکت خود ادامه می دهد.خودرو شامل چندین جسم است ،خود وسیله نقلیه و اجسام متحرک درون آن(یا همان سرنشینان) اگر جلوی حرکت این اجسام را نگیریم با همان سرعتی قبلی (سرعت خودرو)به حرکت خود ادامه می دهند حتی اگر خودرو به دلیل تصادف متوقف شده باشد( نتیجه این هم که خودتان می دانید چه می شود!!)..متوقف کردن جسم و یا همان صفر شدن مومنتوم زاویه ای نیازمند نیرویی است که در یک بازه زمانی بر جسم اعمال شود.اما کاری که سیستم های مکمل مانند ایربگ انجام می دهنداین است که با کمترین صدمه سرعت جسم راکم کرده و به صفر می رسانند( البته در مدت زمانی بسیار کوتاه  کمترازیک چشم برهم زدن).

در ایربگ 3 قسمت وجود دارد که در مجموع باعث انجام کار مذکور می شود:

1- کیسه نازکی از  پارچه نایلونی که در فرمان و داشبورد و این اواخر در درها و صندلیها تا شده و جاسازی می شود.

 

 

۲- سنسور تصادف که باعث یا همان بادشدن و فعال شدن کیسه هوا می شود. فعال شدن کیسه هوا وقتی اتفاق می افتد که نیروی تصادف، حداقل، معادل نیرویی باشد که در اثر برخورد با یک دیوار آجری با سرعت 10تا 15 مایل بر ساعت(16 تا 24 کیلومتر بر ساعت) ایجاد می شود.این سنسور اطلاعات موردنیاز را از یک شتاب سنج که در یک تراشه جاسازی شده دریافت می کند.

۳- inflation system یا همان سیستم فعال کردن ایربگ و بادشدن آن NaN3 را با KNO3  ترکیب کرده و گاز نیتروژن تولید می کند.همین نیتروژن گرم است که باعث باد شدن ایربگ می شود.

یک لحظه بعد گاز از سوراخ های بسیار ریز ایربگ خارج شده و کیسه هوا خالی می شود.

این فرآیند فقط 25/1 ثانیه( یه وقت نخونیدش 1.25ثانیه منظورم ۴۰میلی ثانیه بوده) طول می کشدو زمان باقی مانده نیز برای جلوگیری از صدمات جدی سرنشینان خودرو کافی است.همچنین در این بین ماده پودری از ایربگ خارج می شود که معمولا" پودر تالک یا نشاسته ذرت است که بوسیله سازنده کیسه هوا بکار می رود تا کیسه قابلیت تا شوندگی و نرم بودن خود را در مدتی که بصورت غیر فعال در فرمان یا داشبورد و یا درها (یا هر جای دیگه)قرار دارد حفظ کند.

 یک نکته درمورد ایربگ جانبی

اکثر قدم های برداشته شده در زمینه ایمنی خودرو مربوط به تصادفات و برخوردهای عقب و جلو بوده است.در حالیکه 40 درصد از آسیبهای جدی و شدید،ناشی از تصادفات و برخوردهای کنار و جانب خودرو بوده است و 30 درصد از کل تصادفات نیز از همین نوع یعنی از جانب بوده است.بسیاری از سازندگان خودرو با توجه به این آمار اقدام به تقویت درها و فریم آنها و همچنین بخش های کف و سقف خودرونموده اند.

اما وجود ایربگ جانبی حفاظت و ایمنی به مراتب بالاتری به سرنشینان عرضه می کند.با توجه به گفته مهندسان ، طراحی ایربگ جانبی به مراتب از طراحی ایربگ های جلو مشکل تر است.دلیل این مساله نیز روشن است زیرا در تصادفات رو در رو مقدار زیادی از انرژی توسط سپر،کاپوت، وموتور جذب می شود(حدود 30تا 40میلی ثانیه قبل از انتقال به سرنشینان) اما در تصادف های جانبی تنها یک در با ضخامت ناچیز و یک فاصله چند اینچی بین خودرو مقابل و سرنشینان خودروی دیگر وجود داردو این بدین معناست که ایربگ های جانبی نصب شده تنها در مدت زمان بسیار کمتری حدود 5تا6 میلی ثانیه جهت گسترش و فعال شدن فرصت دارند.

 ارتباط بین ایمنی کیسه هوا (airbag) و فاصله راننده تا فرمان

 داده های آماری نشان می دهدکه استفاده از کیسه هوا خطر مرگ را در تصادفات رانندگی به میزان 11 درصد کاهش می دهدهرچند گزارشاتی نیز مبنی بر آسیبهای ناشی از کیسه هوا(اعم از صدمات جدی و کشنده تا آسیبهای سطحی) عنوان شده است. فاصله راننده تا کیسه هوا فاکتور بسیار مهمی در ایمنی آن خواهد بود بطوریکه همواره به رانندگان خودروها توصیه می شود که فاصله ای استاندارد و مطمئن را تا فرمان داشته باشندو در غیر این صورت حتما" کلید قطع دستی کیسه هوا را در خودرو خود قرار دهندهر چند رانندگان غالبا" درک درستی از فاصله خود تا فرمان نداشته و به همین دلیل اشتباهاتی را در این زمینه مرتکب می شوند.در این زمینه تحقیقی از طرف مرکز بررسی و تحلیل خطر  هاروارد در بوستن انجام گرفته که به نظر من جالب بود . در این تحقیق که هدف آن بررسی میزان اشتباه راننده در تخمین فاصله خود تا فرمان بود  1000راننده درپمپ بنزینی در بوستن مورد ارزیابی قرار گرفتند.فاصله مورد تحقیق از مرکز فرمان تا برآمدگی بینی راننده در نظر گرفته شده بود.اندازه این فاصله هم از دید راننده و هم مقدار واقعی آن ثبت گردید و نهایتا" با در نظر گرفتن مواردی که راننده این فاصله را 12 اینچ تخمین زده و یا واقعا" 12 اینچ (فاصله استاندارد)بوده نتایج زیر بدست آمد:

از بین رانندگان 234 نفر (اکثرا"بانوان)گمان می کردند که در فاصله 12اینچ قرار دارند.

22 نفر(19 زن و 3 مرد) واقعا"در این فاصله قرار داشتنددر حالی که تنها 8 نفراز آنها این فاصله را به درستی تخمین زده بودند.

پس راننده ای که فکر می کند در فاصله نزدیک تری از حد استاندارد به فرمان قرار دارد (در حالی که فاصله اش استاندارد بوده) و به همین دلیل کیسه هوا را غیر فعال می کند و یا بلعکس، درهر دو حالت متضرر خواهد شد.

6f/2 (34539)

6f/2 (34539)

به نام صانع گیتی

عنوان تحقیق :

سـن گنـــدم

استاد مربوطه :

مهنــدس نـوری

نام محقق :

زبیــده صـــابری

کاردانی تولیدات گیاهی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان

خرداد 84مقـدمــــه :

سال 1346 ، یعنی زمان تأ سیس سازمان حفظ نباتات که حدود 34 سال ازآن می گذرد ، طبق قانون حفظ نباتات آفت سن گندم به عنوان یک آفت عمومی معر فی شده و هزینه های مبارزه با آن را دولت متقبل گردید 0 این آفت از جمله آفاتی است که بیشترین مصرف سموم شیمیایی را به خود اختصاص داده و در طول دو دهه اخیر بطور متوسط سالیانه در عرصه یک میلیون هکتار گندم کاری ، حدود 1000 الی 1250تن از سموم شیمیایی علیه این آفت مصرف شد ه است0 بیان این مو ضوع بیشتر برای جلب توجه مسئولان و دست اندر کاران جهت چاره جویی جدی تر واتخاذ تصمیم علمی مناسب برای مبارزه با این آفت بسیار خطرناک است ،زیرا بهترین زمینه برای کاهش سموم مربوط به این محصول و این آفت است0 در سال های گذشته به علت عدم وجود امکانات لازم ، مبارزه با این آفت از توان کشاورزان خارج بود و دولت هم بصو رت یک طرح ملی با این آفت مبارزه می کردند ، ولی امروزه کشاورزان و با غداران با کسب دا نش و آگاهی عملیات مبارزه با بیما ری ها و علف های هرز و اصلاح و ضد عفونی بذور، به خوبی با میزان مصرف سم و کود و زمان استفاده مناسب از آنها آشنایی یا فته اند و آگاهی مبارزه با آفت سن گندم را هم تا حد زیادی پیدا کرده اند 0

بر این اساس از سال 79-78 طرح مشارکت مردم برای مبارزه با این آفت به عنوان بالا ترین مرجع تصمیم گیرنده مبارزه با آفات ، سن گندم را از لیست آفات عمومی حذف کرد و به فهرست آفات همگانی افزود و موضوع به تصویب هیأ ت وزیران هم رسید 0 نحوه مبارزه همگانی و مشارکت کشاورزان چنین است که به تدریج از میزان سمپاشی هوایی کاسته شده و مبارزه با ابزار سمپاشی زمینی توسط کشاورزان افزایش می یابد و ضمناً از بذور اصلاح شده و ارقام مقاوم استفاده می شود و از طرفی هم مبارزه بیولوژیکی افزایش می یابد0

نتیجه مبارزه همگانی تا کنون این شده است که میزان تولید گندم درهکتاربه5 تن و در بعضی مناطق حتی به 8 تن رسیده وبه سلامت محیط زیست نیزکمک شده است 0

قطعاً مشارکت مردمی یکی ازعوامل بسیارمهم ومؤثر درامر افزایش تولیدات کشاورزی همراه با حفظ سلامت محیط زیست است که اگر این مشارکت با نظارت وارائه از طریق سازمان حفظ نباتات انجام گیرد ، بدون شک نتیجه مطلوبتری به همراه خواهد داشت 0

مبارزه با سن گندم

عمـومی یا همگــانی ؟

در قانون حفظ نباتات درتعریف آفات عمومی ذکرشده است که آفات عمومی آفاتی هستند که کشاورزان وباغداران به تنهایی ازعهده مبارزه با آ نها بر نمی آیند و برای موفقیت مبارزه به دخالت دولت نیاز است 0

گندم مهمترین وعمده ترین محصول کشاورزی کشور است که در گستره پهناوری از زمینهای زراعی کشت می شود0سن گندم نیزمهمترین وعمده ترین آفت این محصول در طول تاریخ بوده است 0 در طی سده های گذ شته بسیار شده است که طغیان و هجوم این آفت خطرنا ک کشتزارهای وسیع گند م را به برهوت مبدل ساخته و آنچه که از خوان یغمای این غارتگر برای سفره آ نان بجا مانده جز گرسنگی و قحطی نبوده است بدین سبب کشتکاران گند م ، همیشه دغدغه مبارزه با این آفت را داشته اند و بدیهی است که پس ازورود سموم شیمیایی مصنوعی جدید به عرصه مبارزه باآفات کشاورزی،حجم عظیم ومیزان متنابهی ازاین سموم به مبارزه با سن غلات اختصاص یافته وبویژه با سمپاشی های گسترده هوایی علیه این آفت مبارزه شده که این امرخود آ لودگی شدید محیط زیست و به خطر افتا دن سلامت و بهداشت مردم و جا نوران مفید رابه دنبال داشته است 0

اخیراً دروزارت کشا ورزی ، طرح جامع مدیریت تلفیقی سن غلات شکل گرفته به مرحله اجرا درآمده است که یکی ازاهداف آن دروهله اول تغییرنحوه مبارزه شیمیایی با سن گندم از حالت عمومی به مبارزه همگانی است و درمراحل بعد جایگزین کردن تدریجی شیوه های دیگر مبا رزه مد نظر طراحان آن می باشد 0 به دلیل خصوصیت بیولوژیکی آفت خطرنا ک سن گندم که در دو مرحله سن بالغ و پوره های آن قادر به ایجاد خسارت سنگین است و در حالت طغیان آنچنان خسارت سازند که از گند م جز کاه چیزی نمی ماند0

بنابراین در سالهای گذشته به خاطر حفظ این محصول مهم و به د لیل عدم توانایی کشاورزان که می بایست در یک زمان کوتاه با این آفت مبارزه می کردند سن گندم آفتی عمومی اعلام شد ودولت مبارزه با آن را برعهده گرفت 0

آفت سن گندم Eurygaster integriceps :

از دیرباز دراغلب نقاط غله خیز کشور به عنوان یک آفت تهدید کننده مورد توجه کشاورزان بوده و آنان بسته به شرایط زمانی و دا نسته های فنی و فر هنگی زمان به روش های مختلف با این آفت خطر ناک مقا بله می کر ده اند 0

زیستگاه وموطن اصلی این حشره مراتع و جنگلهایی است که ارتفاع آنها از سطح دریا بین 1800 تا 220 متر است و ارتفاعات دردامنه های وسیع و پهناور رشته کو ههای زا گرس از جمله مناسب ترین مکا نهای زیستی برای این آفت است 0 در شرایط متفاوت گرامینه های رشد یافته دربستر مراتع وجنگل های زاگرس سفره تغذیه سن گند م غیر مها جر را تشکیل می دهند 0

این آفت نیز مانند دیگر حشرات از بیش از 250 میلیون سال پیش تا کنون وجود دا شته است و در یک زیست بوم متعا د ل ، قادر به ادا مه زند گی خود به صورت غیر مهاجر و غیرمزاحم در کشاورزی خواهد بود . در صورتیکه شرایط وتعادل زیستی و امکان تغذیه در زیستگاه اصلی این حشره در مراتع و جنگل ها به دلیلی به هم بخورد . به عنوان یک آفت خطرناک به مزارع و کشتزارها در ارتفاعات پایین و دشت ها ریزش کرده و طی دو مرحله و به تناسب تراکم و جمعیت آفت ، حتی بیش از 90% به مزارع گندم و جو خسارت وارد می کند . از سالیان پیش ، به دلیل خسارت بالای این آفت و دسترسی نداشتن کشاورزان به امکانات مقابله با آن ، وزارت کشاورزی مبارزه با آن را به صورت رایگان و عمومی انجام می داده است و این روند تاکنون نیز ادامه داشته است .

در چند سال اخیر سازمان حفظ نباتات کشور با صرف هزینه قابل توجهی سالانه حدود 1000000 هکتار علیه این آفت مبارزه شیمیایی انجام داده است و برای جلوگیری از نابودی محصول حدود 1000000 هکتار کشتزار گندم و جو ، به ناچار عوارض زیست محیطی و بهداشتی سمپاشی های گسترده را نادیده گرفته است . این فعالیت و چاره اندیشی در حالی است که مشکل همچنان وجود دارد.

برای رفع این معضل ، تنها در امر مقابله با آفت در مزارع و کشتزارها نیست و این امر فقط یک مسکن است و درمان اصلی وابسته به عوامل دیگری است که در پهنه یک زیست بوم گسترده قرار دارد و اراضی محدود کشاورزی فقط جزئی از این زیست بوم وسیع است .

نقش پوشش جنگلی و مرتعی در اسکان و زندگی سن گندم

پوشش و گیاهان مرتعی به خصوص گرامینه ها منبع اصلی تغذیه سن گندم است و اگر تراکم این گیاهان مناسب و همین طور گستردگی این پوشش مناسب باشد ، هرگز این حشره برای تأمین غذا نیازی به مهاجرت از ارتفاعات به کشتزارهای دیم و آبی نخواهد داشت . تغذیه سن در مراتع از نظر کیفی به نحوی است که زمینه طغیان جمعیت آن را فراهم نخواهد کرد و سپری کردن زمستان آفت ، همواره تحت کنترل طبیعت خواهد بود ، به طوری که تغییرات و نوسان تراکم جمعیت این حشره در مراتع در حد بسیار پایینی ثابت خواهد ماند .

میزان ذخیره چربی در سن های مهاجر تغذیه شده در کشتزارهای گندم بیشتر از میزان ذخیره شده در سن های غیر مهاجر مرتعی است ، و از این رو توانایی این حشره را در تداوم دوره خواب ( دیاپوز ) و سپری کردن زمستان بیشتر کرده و آسیب پذیری آن را در جاهای زمستان گذرانی و ارتفاعات بسیار کمتر نبوده و به عبارت دیگر امکان انتقال جمعیت این گونه سن ها به مزارع از سالی به سال دیگر بیشتر از سن هایی است که در مراتع تغذیه می کنند .از طرف دیگر ، درختان و درختچه های جنگلی و همینطور پوشش مرتعی پناهگاه پارازیت های این آفت هستند و این حشرات مفید که عامل اصلی تداوم فعالیت آنها همان درختان و پوشش مرتعی است ، همواره با نابود کردن سن گندم در مرحله حشره کامل و تخم آن ، جمعیت آفت را چه درمراتع و چه در مزارع مهارمی کنند. فعال ترین این حشرات مفید در رشته کوه های زاگرس عبارتند از دو گونه مگس به نام های :

Phasia oblonga role و Phasia subcoleoptrata L.

و گونه هایی از زنبورهای جنس Trissolcus که دوگونه عمده آنها عبارتند از :

M.semistriatus , M.vassilievi

در واقع تضمین کننده موجودیت و فعالیت این حشرات مفید وجود پوشش جنگلی و مرتعی در ارتفاعات به خصوص در رشته کوههای زاگرس است . در صورتی که پوشش گیاهی محفوظ بماند و حشرات مفید از گزند عوامل تخریبی زیست محیطی دیگر ( چرای بی رویه دام ها و مواد شیمیایی ) مصون بمانند ، به جرأت می توان ادعا کرد که با کنترل طبیعی سن در مراتع ، نیاز کمتری به استفاده از سم در کشتزارهای کوهپایه ای گندم و جو در تمامی مناطق رویشی زاگرس خواهد بود و حتی – در صورت بالا بودن جمعیت پارازیتیسم – سن های مهاجر در اراضی کوهپایه ای به طور طبیعی کنترل خواهد شد .

تغـییــرات پوشش گیاهی و مرتعــی در منطقـه رویشی زاگرس ووضعـیت موجـــود

رشته کوههای زاگرس والبرز دو منطقه عمده رویشی جنگلی ایران را دربرگرفته اند که متأسفانه طی سالیان متمادی به خصوص در سال های اخیر دستخوش تعرضات و تخریب فراوان قرار گرفته اند .

طبق آماراستخراج شده ازسازمان جهانی فائو، در سال 1961مساحت کل جنگل های ایران 18 میلیون هکتار و پوشش مرتعی در همان سال 115 میلیون هکتار بوده است که متأسفانه در حال حاضر این رقم ها به ترتیب به حدود 12 میلیون و 90 میلیون هکتارکاهش یافته است . به عبارت دیگر؛ درطول کمتراز40 سال ، 34% از کل جنگل ها و 22% از مراتع کشور تخریب و نابود شده است . شایان ذکر است که حدود 47% از مساحت جنگل های موجود کشور به میزان بالغ بر 5500000 هکتار در منطقه رویشی زاگرس قرار دارد و نیز از 90 میلیون هکتار مرتع موجود در کشورحدود 25% آن یعنی میزانی بیش از 22 میلیون هکتار در این منطقه وجود دارد . بنابراین از حدود 40 سال پیش ( با ملاحظه شتاب تخریب در بعد از انقلاب ) رقمی در حدود 7/2 میلیون هکتار از جنگل ها و رقمی در حدود 5/6 میلیون هکتار از مراتع منطقه زاگرس دستخوش تخریب و تبدیل شده است و در واقع این پدیده عادت طبیعی سن گندم را کاملاً تحت الشعاع قرار داده و این حشره را در منطقه رویشی زاگرس ( به استثنای جنوب شرقی رشته کوه های زاگرس ) وادار به مهاجرت به کشتزارها و مزارع کرده است .

اشاره به انگیزه تخریب و تبدیل جنگل و مرتع در سلسله جبال زاگرس و همین طور سایر نقاط کشور خالی از فایده نیست .

الف : ایجاد زمینه تملک اراضی و ایجاد زمین های زراعی بیشتر از طریق تجاوز به مراتع و جنگل ها ؛

ب : استفاده بی رویه و غیر قانونی از چوب درختان جنگلی برای مصارف مختلف و همین طور بهره برداری بی رویه و غلط از آنها مثل استحصال شیره و یا عصاره برخی درختان جنگلی ؛

ج : چرای بی رویه و بیش از توان و ظرفیت مراتع توسط دام ها ؛

د : افزایش بی برنامه تعداد بهره برداری در روستاها و مناطق عشایرنشین به علت ازدیاد جمعیت و عدم امکان دست یابی بر منابع تولیدی و اشتغالزایی در بخش غیر از کشاورزی و دامداری .

روند افزایش مهاجرت سن گندم و مقابله با آن در کشور و میزان آن در غرب کشور

میزان عملیات مبارزه کشاورزی علیه سن گندم در ایران در دو ذهه اخیر به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته و نسبت آن در منطقه رویشی زاگرس – که در واقع ارتفاعات و مراتع آن موطن اصلی و جایگاه طبیعی این حشره است – و در مقایسه با دیگر مناطق کشور مرتب و سالانه فزونی گرفته است ، به طوری که در سال 1360 میزان مبارزه شیمیایی در تمامی کشور 112506 هکتار بود و 1719 هکتار از آن مربوط به غرب کشور یا منطقه رویشی زاگرس می شد . یعنی در سال 60 فقط 5/1 % مقدار مبارزه کل کشور مربوط به استان های منطقه رویشی زاگرس بود . متأسفانه از سال 60 میزان مبارزه علیه سن گندم در تمامی کشور و بخصوص در منطقه رویشی زاگرس مرتب دستخوش تغییر و افزایش می شود ، که علاوه بر تخریب زیست گاه های طبیعی سن ، عوامل دیگری از قبیل نوسان های اقلیمی نیز در آن مؤثر بوده است .

جدول شماره (1) : وضعیت مبارزه با سن در سال 1360
جمع مبارزه در کل کشور جمع مبارزه در استان های غربی کشور درصد میزان مبارزه در غرب کشور نسبت به تمامی کشور

112506 هکتار 1719 هکتار 5/1 %

جدول شماره (2) : وضعیت مبارزه با سن در سال 1367
جمع مبارزه در کل کشور جمع مبارزه در استان های غربی کشور درصد میزان مبارزه در غرب نسبت به تمامی کشور

9339451 هکتار 5/400427 هکتار 9/42 %

جدول شماره (3) : وضعیت مبارزه با سن در سال 1374
جمع مبارزه در کل کشور جمع مبارزه در استان های غربی کشور درصد میزان مبارزه در غرب کشور نسبت به تمامی کشور

887612 هکتار 463487 هکتار 2/52 %

مقایسه جدول های شماره 1 و 2 و 3 ، تغییرات میزان مبارزه با این آفت با مقایسه مبارزه در منطقه زاگرس و کل کشور را در سه مقطع زمانی سال های 60 ، 67 و 74 نشان می دهد .

همانطور که ملاحظه می شود ، میزان آلودگی کشتزارهای منطقه و به تبع آن میزان مبارزه از سال 1360 مرتب سیر صعودی داشته ، به طوری که از 5/1 % در سال 60 به 9/42% در سال 67 و بالاخره به 2/52% در سال 74 رسیده است .

تغییرات جمعیت سن گندم در چند استان در منطقه زاگرس مرکزی

استان های لرستان ، کرمانشاه ، ایلام و کردستان در قسمت میانی منطقه رویشی زاگرس قرار دارند . پوشش غالب جنگلی این استان ها درختان بلوط است و از مراتعی مناسب و غنی برخوردار هستند . ارتفاعات و مراتع این استان ها ، جایگاه مناسب و خوبی برای اسکان حشره سن گندم می باشد ، به خصوص که در صورت عدم تعرض به زیست بوم منطقه ، تعادل خوبی بین این حشره ساکن در کوه و غیرمهاجر و زنبورها و مگس های پارازیت برقرار بوده است و تا سال 1361 سطح مبارزه در این استان ها قابل توجه نبوده ولی از سال 61 به بعد حشره ساکن در کوه و محدود در مراتع ناچار به مهاجرت به کشتزارها شده و تراکم جمعیت این آفت در مزارع رو به افزونی گذارده است و علیرغم مقابله شیمیایی در دو دهه اخیر به حالت اولیه بازنگشته است .

نقش مشارکت مردمی در مبارزه با آفت سن گندم

در برنامه دوم توسعه اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی کشور در راستای اهداف کشاورزی و ایجاد امنیت غذایی وزارت کشاورزی سابق موظف شد در طول برنامه دوم حدود 8% تا 9% مصرف سموم را با اتخاذ تدابیر منطقی و اجرای روش های نوین در باغ ها و زراعت ، کاهش دهد و در مقابل سطح عملیات اجرایی برای کنترل غیر شیمیایی آفات بیماری ها و مبارزه با علف های هرز را به همین نسبت افزایش دهد . برنامه طرح ریزی شده چنان بود که وزارت کشاورزی بتواند بدون کمترین خسارت به میزان تولید ، از مصرف سموم شیمیایی حدود 30% تا 40% بکاهد . این طرح اقدامی مؤثر و مفید در جهت تحقق کشاورزی پایدار ، عدم وابستگی ، جلوگیری از صرف ارز و جلوگیری از عوارض گسترده زیست محیطی و بهداشتی به حساب می آمد .

آنچه مسلم و محرز است ، استفاده از سموم شیمیایی در مزارع و باغ ها توسط تعداد کثیری از کشاورزان و باغداران صورت می گیرد و به همین دلیل باید به روش های استفاده غیر شیمیایی جامعیت بیشتری داد و آن را به یک نوع زراعت و یک منطقه خاص ندانست ؛ زیرا هدف از این طرح به حداقل رساندن آثار سوء و عوارض جانبی ناشی از استفاده عدم شیمیایی روی انسان ، دام و محیط زیست است .

به عنوان مثال مبارزه با سن گندم را که مهمترین و عمده ترین آفت گندم در طول تاریخ کشاورزی بوده و در طول سال های متمادی هجوم این آفت بسیار خطرناک کشتزارهای وسیع گندم را به بیابان مبدل کرد و همواره یکی از مشکلات عمده گندم کاران بوده است . پس از ورود سموم شیمیایی به عرصه مبارزه با آفات کشاورزی ، میزان قابل توجهی از این سموم برای مبارزه با سن غلات اختصاص یافت و بخصوص با سمپاشی های هوایی گسترده علیه این آفت مبارزه شد که این امر باعث آلودگی شدید محیط زیست و به خطر افتادن سلامت و بهداشت مردم و جانوران مفید کشت و هزینه های زیادی را هم در بر داشت .

نتیجــه گیــــــــری :

با توجه به فرهنگ و الگوی تغذیه در کشور عزیزمان ایران حفظ و افزایش تولید گندم بسیار اهمیت دارد و خطرناک ترین آفتی که این محصول اساسی را به خصوص در منطقه رویشی زاگرس تهدید می کند ، سن گندم است و چاره بنیادین در مصون نگهداشتن این محصول اساسی از گزند آفت مذکور به موارد زیر بستگی دارد .

1) جلوگیری جدی و پیگیر از گسترش اراضی دیم کم بازده به طرف مراتع و جنگل ها وکنترل اراضی حاشیه ای مراتع و جنگل ها ؛

2) محفوظ نگهداشتن مراتع از تخریب و جلوگیری از چرای بی رویه ؛

3) تقویت مراتع و اعمال اصول بهزراعی مرتعی و توسعه گونه های گیاهان مرتعی ؛

4) منطقه ای کردن نظام کشت ؛

5) مشارکت جدی و فعال کشاورزان به عنوان تولیدکننده و بهره برداری مقابله شیمیایی با این آفت مثل سایر آفات و بیماری های خصوصی ؛

6) توسعه کاشت ارقام زودرس و مقاوم تر به سن غلات در مناطق سن خیز و ایجاد یک مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی انحصاری در زمینه معرفی ارقام فوق ؛

7) اعمال حساسیت بیشتر در حفظ حشرات مفید و پارازیت های فعال در مناطق ؛

8) زمینه سازی برای تأمین و در دسترس قرار دادن وسایل برداشت برای کشاورزان به منظور انجام برداشت به موقع و جلوگیری از تأخیر در امر برداشت ؛

9) تجهیز کشاورزان به ادوات مناسب سمپاش زمینی .

منابـــع :


۰

gl/l (1080)

gl/l (1080)

علوم تغذیه در ورزش

شاید فقط یک ورزشکار حرفه ای از ارزش تغذیه در انجام ورزش ها آگاه باشد و به خوبی نقش تغییراتی را که رژیم غذایی در بهبود انجام تمرینات دارد را درک کند.

شواهد بسیاری نشان دهنده رابطه بین مصرف غذا و انجام ورزش ها هستند. همچنین یک رژیم غذایی بد، به طور یقین اثر منفی بر انجام حرکات ورزشی، حتی اگر به صورت غیر حرفه ای باشند، دارد. یک رژیم غذایی که شامل مقدار کافی از کالری ، ویتامین ها، مواد معدنی و پروتئین باشد، انرژی لازم برای انجام یک مسابقه و یا یک ورزژش تفریحی را تامین می کند.

ارتباط تغذیه با ورزش از پیش از عصر طلائى یونان شناخته شده بوده است. توجه به فعالیت‌هاى جسمانی، غذاى مناسب و در کل سلامت عمومى بدن ذهن دانشمندان سامورائی، هندی، مصری، ایرانى و دیگر تمدن‌هاى قدیمى را به خود مشغول نموده بود. بیابانگردان اولیه از غذاهائى چون ماهی، گوشت حیوانات وحشی، دانه‌ها، حبوبات، غلات و میوه‌هاى وحشى در دسترس استفاده مى‌کردند. در واقع مى‌توان عده‌اى از آماده‌ترین افراد این گروه از لحاظ جسمانى را اولین ورزشکاران تاریخ نامید، چرا که اغلب مسافت‌هاى طولانى را در زمین دشمن یا اقلیم‌هاى ناآشنا براى به‌دست آوردن غذا طى مى‌کردند. بعدها، وقتى شکارچیان به‌طور ثابت در یک محل مستقر شدند، براى تقویت دست‌ها به انجام ورزش هم مبادرت ورزیدند.

تغذیه ورزشی

تغذیه ورزشی ، بدن انسان برای رشد و بقای بافتهای خود از موادی استفاده می کند که از طریق دهان و دستگاه گوارش به آن می رسد به این عمل در اصطلاح آکادمیک تغذیه می گویند.

عمل تغذیه 4 نقش اساسی را در بدن ایفا می کند:

نیاز بافت ها را برای رشد بر آورده می کند.

مواد لازم برای ترمیم و جایگزین کردن بافتهای فرسوده را تأمین می کند.

نیروی لازم برای فعالیت های جسمی ـ ذهنی را فراهم می کند.

تعادل فیزیولوژی دستگاههای مختلف بدن را تأمین می کند.
نقش تغذیه در ورزشهای مختلف بسیار مشهود و پر اهمیت است. طبیعی است که هر چه مدت و شدت فعالیتهای بدنی ما بیشتر باشد بدن انرژی بیشتری از ما طلب می کند و این انرژی را می بایست از دریافت کالرهای روزانه تأمین کرد به عبارت ساده تر غذا سوخت بدن را مهیا می کند. تغذیه صحیح و اصولی در پیشرفت و توسعه کارایی ورزشی بسیار پر اهمیت است و در نقطه مقابل نداشتن برنامه صحیح غذایی به شکل محسوسی از بازدهی ورزشی می کاهد. توجه داشته باشید که بین یک اندام ورزیده و متناسب و بهره بردن از یک برنامه صحیح غذایی رابطه مستقیم وجود داردکه هر ورزشکاری که به موفقیت فکر می کند ملزم به رعایت این اصول است. اهمیت تغذیه صحیح در رسیدن به موفقیت ورزشی تا بدان جاست که وقتی پای صحبت صاحبنظران و ورزشکاران حرفه ای این رشته می نشینید عادات درست غذایی و تغذیه صحیح را حتی مهم تر از امر تمرینات ورزشیشان می دانند و تا %60 موفقیت های بدست آورده خود را مدیون بهره بری از برنامه تغذیه ای صحیح و اصولی می دانند.
یک کالری از دیدگاه آکادمیک عبارت است از مقدار گرمایی که باید به گرم آب داد تا حرارتش 1 درجه سانتیگراد بالا رود. اما به بیان ساده ورزشی کالری ارزش غذایی یک ماده از نظر تولید انرژی (نیرو) است. هر شخص با توجه به سن، وزن، جنس، نوع فعالیت و . . . خود به میزان معینی کالری در روز احتیاج دارد که با در نظر گرفتن این میزان و شرایط بدنی و هدف فرد برنامة غذایی تنظیم می شود.

تیپ بدنی

بدن انسان ها متشکل از 3 تیپ بدنی است.

اندومورف ها

افرادی که بدن هایی چاق دارند و اصطلاحاً بدن آنها استعداد چربی گیری (چرب شدن) را دارد و از نظر میزان چربی در شرایط مطلوبی قرار ندارند (چربی زیادی دارند)، میل اشتیاق زیادی به خوردن غذا نشان می دهند و اصولاً در طول روز گرسنه هستند.

تغذیه ورزشکاران تیپ اندومورف

تغذیه این گروه از ورزشکاران اگر به قهرمانی فکر می کنند یا حداقل می خواهند به تناسب اندام برسند باید به گونه ای رژیم خود را تنظیم کنند که حداقل به ازای هر پوند از وزن بدن 4/2 گرم پروتئین مصرف کنند و حداقل (50 تا 65) درصد از کالری های روزانه خود را از پروتئین ها تأمین و 35 درصد دیگر را به کربوهیدرات ها (25 تا 30) درصد و چربی ها ( 5-10) اختصاص دهند و روزانه 1 بار قبل از صبحانه به مدت "25 به ورزش هوازی بپردازند و در روز حداقل 6 وعده غذایی سبک میل کنند تا همواره متابولیسم بدنشان بالا باشد.

اکتومورف ها

که بدن هایی لاغر اندام و ضعیف دارند که کم استهایی هم از ویژگی های افراد این گروه است.

تغذیه ورزشکاران تیپ اکتومورف

این گروه از افراد هم اگر قصد در موفق شدن در رشته پرورش اندام را دارند باید به گونه ای رژیم خود را تنظیم کنند که بین (65 تا 70) درصد از کالری روزانه خود را از کربوهیدرات ها (ترجیحاً با متوسط) تأمین کنند و (25 تا 30) درصد پروتئین و (5 تا 10) درصد چربی در رژیم خود بگنجانید و در هفته بیش 5 جلسه تمرین نکنند و 2 روز در هفته را به استراحت بپردازند و حداقل 6 وعده کامل غذایی میل کنند.

یزومورف ها

که بهترین بدن ها را برای هر گونه فعالیت ورزشی در اختیار دارند. بدن هایی چو، عضلانی و متناسب که میزان چربی بدن آنها در حد مطلوبی قرار دارد.

تغذیه ورزشکاران تیپ فرومورف

بدن این گروه از افراد بهترین بدن ها برای هر نوع فعالیت ورزشی اند به صورتی که با یک رژیم غذایی متعادل و تمرین مستمر و البته استراحت کافی راحت تر از 2 گروه دیگر می توانند به موفقیت های ورزشی نایل آیند. برای رژیم این گونه افراد همان رژیم متعادلی که در تعاریف تغذیه بیان شد کفایت می کند.

تقسیم بندی مواد غذایی و میزان تولید انرژی (کالری) هر کدام

پروتئین

شاید مهم‌ترین ماده غذایی باشد زیرا در تمام سلول های بدن یافت می شود هر سلول پروتئین متشکل از 20 اسید آمینه است که وظیفه رشد، ترمیم و حفظ سلول های بدن را بر عهده دارد و البته از این تعداد انواع آنها ضروری و 9 عدد دیگر غیر ضروری هستند. از نظر ارزش غذایی هر گرم پروتئین 4 کالری دارد یک فرد عادی برای تنظیم برنامه غذایی باید بین 15 تا 25 درصد از کل کالری های روزانه خود را از پروتئین ها تأمین کند. به بیان دیگر هر فرد عادی به ازای هر پوند از وزن بدن (حدوداً 450 گرم) باید بین 72/0 تا 2/1 گرم پروتئین مصرف کند. قابل ذکر است که پروتئین ها از نظر منشأ به دو شکل حیوانی و گیاهی تقسیم می شوند که نوع حیوانی نوع مرغوبتر و قابل اطمینان تری است. از مهم‌ترین منابع پروتئین می توان به : سفیده تخم مرغ، ماهی، گوشت سفید و قرمز بدون چربی، گوشت بوقلمون، سویا و کشک . . . اشاره کرد.

هیدراتهای کربن

منبع اصلی تأمین انرژی برای بدن به حساب می آیند و در واقع سوخت بدن را تأمین می کنند و در طی فرآیند گوارشی به گلوکز تبدیل می شوند. از نظر ارزش غذایی هر گرم کربوهیدرات 4 کالری دارد و یک فرد عادی برای تنظیم برنامه غذایی باید بین 65 تا 70 درصد از کل کالری روزانه خود را از هیدراتهای کربن تأمین کند.

کربوهیدراتهای ساده

متشکل از یک (مونوساکارید) یا دو (دی ساکارید) هستند این دسته از کربوهیدراتها جزو کربوهیدراتها با شاخص بالای گلیسمیک هستند مثل بستنی، شیرینی ها، میوه های خشک شده، موز، کشمش و خرما.

کربوهیدراتهار نشاسته ای

مرکب از پلی ساکاریدها (زنجیره مرکب از چند مولکول گلوکز) هستند این مواد از کربوهیدراتهای دارای شاخص گلیسمیک متوسط هستند که البته مؤثرترین نوع کربوهیدراتها برای ورزشکاران هم به حساب می آیند موادی مانند: برنج، سیب زمینی، ذرت، عدس، آب پرتقال و . . . جزوء این دسته به حساب می آیند.

هیدراتهای کربن فیبری

همانطور که از نامشان بر می آید سرشار از فیبر هستند و آنها در حد پایین قرار دارد و بیشتر بریا رژیم های کاهش وزن زیاد مورد استفاده قرار می گیرند. کاهو، کلم، ماست، گریپ فروت و . . . از این دسته اند.

منبع

رنجی علی، علم پرورش اندام، انتشارات پردیس، 1386.

نقش تغذیه در انجام ورزش ها

هرم غذایی ورزش

هرم غذایی ورزش شاید فقط یک ورزشکار حرفه ای از ارزش تغذیه در انجام ورزش ها آگاه باشد و به خوبی نقش تغییراتی را که رژیم غذایی در بهبود انجام تمرینات دارد را درک کند.

شواهد بسیاری نشان دهنده رابطه بین مصرف غذا و انجام ورزش ها هستند. همچنین یک رژیم غذایی بد، به طور یقین اثر منفی بر انجام حرکات ورزشی، حتی اگر به صورت غیر حرفه ای باشند، دارد. یک رژیم غذایی که شامل مقدار کافی از کالری، ویتامین ها، مواد معدنی و پروتئین باشد، انرژی لازم برای انجام یک مسابقه و یا یک ورزژش تفریحی را تامین می کند.

توصیه های لازم در این زمینه:

ترکیبات یک رژیم غذایی که برای یک ورزشکار توصیه می شود، تا حدودی با رژیم غذایی افراد معمولی تفاوت دارد. اگرچه هرم غذایی راهنمای بسیار خوبی در این زمینه است، با این حال مقدار مصرف هر گروه از غذاها، بسته به نوع ورزش و میزان تمرینات و همچنین زمان انجام آنها متفاوت است. علاوه بر این، کالری مورد نیاز بسته به سایز، سن، جنسیت و میزان انجام ورزش ها و حرکات ورزشی دارد و به همین دلیل، تعداد وعده های غذا نیز از فردی به فرد دیگری متغییر است.

کربوهیدرات ها:

کربوهیدرات های مرکب، جزء اصلی یک رژیم هستند که در غذاهایی چون پاستا، ماکارونی، انواع نان های شیرینی، نان های سبوسدار و برنج وجود دارند. کربوهیدرات ها تامین کننده انرژی، فیبر، ویتامین ها و مواد معدنی هستند و در عین حال، دارای مقدار ناچیزی چربی هستند. یک رژیم غذایی مملو از کربوهیدرات ها، باعث افزایش ذخیره انرژی بدن از کربوهیدرات ها (که گلیکوژن نامیده می شود) می شود. و همین موضوع باعث انجام هرچه بهتر ورزش های استقامتی، به ویژه در زمان های بیش از یک ساعت می شود.

امروزه روش کلاسیک و سنتی ذخیره کربوهیدرات ها، منسوخ شده است و به جای آن از روش جدید و اصلاح یافته استفاده می شود که در افزایش گلیکوژن ماهیچه ها کم ضررتر و موثر تر است. مهم ترین عاملی که ذخیره گلیکوژن را افزایش می دهد، سوزاندن 50 تا 60 درصد از کربوهیدرات ها و تبدیل آن به انرژی در طول روز است.

قندهای ساده که در موادی نظیر نوشابه های غیر الکلی، انواع مرباها و ژله ها و آبنبات ها هستند، اگرچه کالری بسیار زیادی را به بدن می رسانند، اما از نظر غذایی ارزش چندانی ندارند. و در حقیقت، اگر دقیقا" پیش از انجام ورزش ها مصرف شوند، باعث کاهش کارآیی ورزشکاران می شود و حتی ممکن است منجر به هیپوگلیسما (کاهش میزان قند خون) شوند.

پروتئین ها:

مهم ترین نقش پروتئین ها در در بدن، رشد و ترمیم بافت های بدن است. بسیاری از مردم بر این عقیده هستند که ورزشکاران به مقدار زیادی پروتئین نیاز دارند و رژیم آنها باید از مقدار پروتئین بالایی برخوردار باشد، تا ماهیچه های آنها رشد کنند. اما محققان بارها و بارها در آزمایشات و تحقیقات خود، چنین نظریه ای را غلط بر شمرده اند و این موضوع که رژیم پروتئین باعث رشد و افزایش ماهیچه ها می شود، نادرست است. تنها عاملی که باعث افزایش حجم عضلات بدن می شود، انجام تمرینات شدید و مداوم است.

مصرف پروتئین در ورزشکاران و افرادی که به تمرینات بدنسازی می پردازند، در مقایسه با افراد معمولی، تنها مقدار بسیار کمی افزایش می یابد و البته اغلب آنها این مقدار ناچیز را از راه خوردن غذای زیاد جبران می کنند. به طوری که اغلب ورزشکاران آمریکایی بیش از نیاز بدنشان پروتئین مصرف می کنند و حتی این مقدار به دو وعده در روز می رسد.

بنابراین بدن افراد برای افزایش عضلات و ماهیچه ها، پیش از آنکه شروع به ورزش های سنگین و سخت کنند، نیاز به پروتئین دارد. البته باید یادآور شد که پروتئین اضافی تبدیل به انرژی شده و حتی در بعضی مواقع به شکل چربی در بدن ذخیره می شود. به همین دلیل مصرف بالای اسیدآمینو ها وپروتئین ها به هیچ عنوان توصیه نمی شود. زیرا ممکن است علاوه بر ایجاد کمبود کلسیم، بار زیادی بر روی کلیه ها میگذارند که نیازمند تصفیه بیشتر مواد پروتئینی نیتروژن دار است.

آب و مایعات:

آب مهم ترین ماده برای بدن است و علیرغم اهمیت آن از سوی ورزشکاران نادیده گرفته می شود. آب و مایعات برای آب رسانی به اندام های بدن و تنظیم دمای آن بسیار ضروری هستند. آبی که بدن از راه تعریق از دست می دهد تا خنک بماند، ممکن است در طول مدت یک ساعت ورزش، به چبدین لیتر برسد.

افراد بالغ و بزرگسال، هرگونه کاهش وزن در طول ورزش را که به علت از دست دادن آب بدن است، باید از طریق نوشیدن آب و دیگر مایعات جبران کنند. بهترین روش برای آنکه مطمئن شوید آب کافی به بدن شمادر حین ورزش می رسد، آنست که ادرار شما شفاف باشد.

چند توصیه برای رساندن آب کافی به بدن:

• به مقدار کافی آّب، آبمیوه و شیر بنوشید.

• از نوشیدن آشامیدنی های کافئین دار، جدا" خودداری کنید. زیرا کافئین یک ماده ادرار آور است و باعث از دست رفتن آب بدن می شود.

• قبل، بعد و در حین ورزش به مقدار کافی مایعات بنوشید.

• در طول ورزش به کودکان مقدار کافی مایعات بخورانید. زیرا آنها مانند افراد بزرگسال در مقابل تشنگی ممکن است واکنش نشان ندهند.

بدست آوردن وزن مناسب برای مسابقات:

هر گونه تغییر در وزن بدن به منظور شرکت در مسابقات، باید بصورت بی خطر و موثر صورت گیرد. در غیر اینصورت ضرر آن بیش از منفعت آن است. پایین نگه داشتن وزن بدن به طور غیر اصولی، کاهش سریع وزن و یا افزایش وزن به طور سریع و غیر طبیعی ممکن است اثرات سوء و بدی بر روی سلامت بگذارد.

بنابراین هر گونه افزایش یا کاهش وزن باید به طور صحیح و اصولی انجام شود. ورزشکاران جوان که قصد دارند وزن خود را کاهش دهند بهتر است از یک متخصص رژیم و تغذیه کمک بگیرند. در غیر این صورت ممکن است از نظر سلامت دچار مشکلاتی شوند.

هرم غذایی؛ راهنمای خوبی برای چگونگ مصرف انواع غذاها است و اگر به درستی مورد استفاده قرار گیرد، ویتامین ها و دیگر مواد معدنی لازم به بدن خواهد رسید.

پیش از انجام هر ورزشی، با یک متخصص و یا فرد حرفه ای در زمینه تغذیه و رژیم صحبت کنید تا بر طبق نوع ورزش، سن، جنسیت و … راهنمایی های لازم را به شما بکند.

ورزش و مکملهای غذایی

بیشتر متخصصین تغذیه معتقدند که غذا بهترین منبع مواد مغذی است. در صورتی که غذاهای متنوعی از غلات، سبزیجات، میوه جات، لبنیات و گوشت مصرف کنید، به قرص های ویتامین و مواد معدنی نیاز پیدا نمی کنید.با این وجود در صورتی که نوعی بیماری یا نیازهای تغذیه ای خاصی دارید که با منابع معمول غذایی قابل رفع نیست یا اینکه اصولاً از یک نوع مواد غذایی خاص استفاده نمی کنید(مثلاً از شیر تا سایر محصولات لبنی مصرف نمی کنید). ممکن است مکمل برای شما سودمند باشد.

شرایط زیر احتمالاً نیاز به مکمل دارد

کمبود لاکتات:افراد مبتلا به کمبود لاکتات قادر به هضم شیر و برخی فرآورده های شیر نیستند در صورتی که این افراد به اندازه کافی از سایر مواد غذایی محتوی کلسیم فراوان (نظیر اسفناج، کلم و باقلا)استفاده نکنند، مصرف یک مکمل کلسیمی مفید خواهد‌بود.به طور مشابه افرادی که آلرژی به شیر دارند یا از شیر و محصولات آن خوششان نمی آید نیز احتمالاً از مکمل کلسیمی سود خواهند برد. رژیم گیاهخواری،ویتامین B12، آهن، روی و مکمل های کلسیمی ممکن است مورد نیاز باشند.

کمبود ویتامین یا مواد معدنی

در صورت تشخیص کمبود ویتامین یا یک ماده معدنی بخصوص، استفاده از مکمل در درمان این کمبود کمک کننده می باشد.

اما چگونه میتوانید بفهمید که نیازهای خاص دارید یا اینکه رژیم غذایی شما فاقد مواد مغذی کلیدی است؟

به عنوان یک ورزشکار شما از ارزیابی تغذیه‌ای برای بررسی عادات غذایی اخیرتان، تشخیص مواردی که به طور مناسب رعایت می کنید، برای نشان‌دادن راههای بهبود و شناسایی نیاز خود به مکمل‌ها سود خواهید برد. تجربه نشان میدهد ورزشکاران از مکملهایی استفاده میکنند که رژیم غذایی آنها بطور کامل این نیازها را تأمین نموده و در مورد مواد مغذی که کمبود دارند از مکمل مناسب استفاده نمی نمایند یک ارزیابی تغذیه‌ای میتواند خلاءهای تغذیه‌ای شما را پرکند.

بسیاری از ورزشکاران حرفه ای ادعا می‌کنند که از مصرف مکملها سود برده‌اند مع الوصف در مورد ادعای این ورزشکاران دو نکته را باید به خاطر داشت:نخست آنکه بسیاری از این ورزشکاران حرفه‌ای از طریق انجام فعالیت های بسیار شدید و طاقت فرسا به بدنشان فشار می‌آورند. ممکن است در برخی مراحل تمرین خود به مواد مغذی اضافی نیاز داشته باشند. بسیاری از تبلیغاتی که رای مکمل‌ها میشوند، اغواکننده و فریبنده هستند و فوایدی برای آنها ذکر میشود شاید مصرف یک قرص از اینکه در روز سه لیوان شیر بنوشید و یک ظرف لوبیا بخورید،ساده تر به نظر برسد ولی مصرف مکملها یک راه حل ساده نیست.قسمت دشوار در ارزیابی دعوی سازندگان مکمل این است که بر خلاف داروها و مواد غذایی لازم نیست که سازندگان مکمل به طور قانونی بی خطر بودن یا موثر بودن مصرف آنها را اثبات نمایند.این بدان معنی است که شما به عنوان یک مصرف کننده باید در اینکه از مکمل استفاده کنید یا خیر، بسیار محتاط باشید قبل از مصرف یک مکمل غذایی، به سوالات زیر پاسخ دهید:

آیا مصرف مکملها قانونی است؟

بسیاری از مواد موجود در مکملهای غذایی برای ورزشکاران شرکت کننده در مسابقات ممنوع بوده و جزو موارد دوپینگ محسوب میشوند. بنابراین مراقب باشید که اشتباهاً از مکملی استفاده نکنید که باعث محرومیت شما از ورزش شود و برچسب روی مکمل را با دقت مطالعه کنید تا بدانید واقعاً چه چیزی در این مکمل وجود دارد.

آیا مصرف مکملهای غذایی بی خطر است؟

بعضی مکملهای غذایی(حتی مواد مغذی آلی)در صورتی که بیش از حد توصیه شده دریافت شوند، دارای عوارض سمی خواهند‌بود. سایر مواد نیز ممکن است باعث عدم تعادل و کمبود شوند که به چگونگی تداخل عمل آنها با سایر مواد مغذی در بدن بستگی دارد. بر خلاف داروها، مکملهای غذایی قبل از اقدام به فروش تحت آزمونهای امنیتی وسیع قرارنمی گیرند لذا احتمال بروز عوارض پیش بینی نشده در آنها وجود دارد.

یک نمونه از مکمل گیاهی وجود دارد که میتوانند عوارض جانبی خطرناکی داشته باشد و 20 مورد مرگ در اثر مصرف آن گزارش شده است.

آیا مصرف مکملهای غذایی موثر است؟

به منظور تعیین اثربخشی یک ماده غذایی، مطالعات کیفی زیادی مورد نیاز هستند. یک مطالعه منفرد روی تعداد کمی از افراد کافی نیست. لذا بدرستی به این سوال نمی توان پاسخ داد.

آیا مصرف مکمل برای ورزشکاران ضروری است ؟

با وجودی که مکمل ممکن است قانونی، بی خطر و موثر باشد(به عنوان بهبود دهنده کارآیی)لازم است تعیین کنید که آیا واقعاً به آن نیاز دارید. به عنوان مثال در بسیاری از دوندگان زن مسافتهای طولانی ذخایر آهن پایین است و میتوانند از مکمل آهن بهره ببرند، ولی در صورتی که ذخایر شما طبیعی باشند، این مکمل برای شما ضروری نمیباشد. کراتین ممکن است برای ورزشکاران درگیر در ورزشهای قدرتی تا حدی ارزشمند باشد ولی در صورتی که یک ورزشکار استقامتی هستید نیاز به آن ندارید و عوارض جانبی احتمالی آن توجیه پذیر نیست. این مطلب را همیشه در نظر داشته باشید که هیچ رژیم غذایی وجود ندارد که موجب قهرمانی یک ورزشکار عادی گردد. فقط رژیم غذایی صحیح و منطقی، شرایط را برای حداکثر آمادگی جسمانی و انجام مطلوبی فعالیت مهیا میکند.


قیمت: 100 تومان

gl/l (1109)

gl/l (1109)

پرورش اعتماد به نفس در کودکان ( قسمت اول )

از مهمترین حالات عاطفی که نقش فوق العاده ای در رشد شخصیت کودکان دارد و  وجودش ضروری حیات و دوام و بقای آنان است مسأله اعتماد به نفس می باشد. روانشناسان و علمای اخلاق آن را اساس تأمین سعادت و آسایش و آرامش انسان ها ذکر کرده اند و مربیان بزرگ و بالاتر از همه ی آنها ، انبیای الهی  در طریق تأمین و تداوم آن ، راه هایی را ارائه داده  و انسانها را به کسب آن توصیه فرموده اند.

غرض از اعتماد به نفس

غرض ما از اعتماد به نفس ، وجود قدرت و اتکایی مستقل در نفس است که در سایه آن ، آدمی بدون چشمداشت کمک و مدد دیگران کاری را آغاز کرده و می کوشد آن را به فرجام برساند.

ذکر این نکته ضروری است که داشتن اعتماد به نفس ، با ادعای استقلال کردن و بریدن از اتکای به خدای بزرگ فرق دارد. غرض این نیست که آدمی از خدا ببرد بلکه مقصود این است که انسان در رابطه با وظیفه ای که خدا برایش معین کرده است با قوت قلب و با بهره گیری از لیاقت و مهارت و استعدادش به پیش رود و به گدایی و در یوزگی دیگران نیفتد و از آنها نخواهد که کار او را انجام دهند ؛ یا در رابطه با مشکل ، راه عجز و لابه در پیش نگیرد و به این و آن متوسل نشود ؛ تنها به قدرت و عملکرد خود ، آن هم تحت ضوابط و فرامین الهی تکیه کند.

ما به خدا اعتقاد و اتکاء داریم ، می دانیم در گرفتاری ها و مشکلات و در انجام وظیفه ، او یاریگر ماست. ولی انتظار نداریم که خداوند به جای ما آشپزی و معماری کند ، و یا برای ما کارخانه و کشاورزی راه بیندازد. در انجام دادن این وظایف باید قائم به نفس بود و به توان و اراده خود کار کرد و به پیش رفت.

بر این اساس می خواهیم با پرورش اعتماد به نفس ، در افراد قدرت و توانی پدید آوریم که شخصاً به کار خویش قیام کنند بدون این که خود را از خدا بی نیاز بدانند. سعی بر این است که فرد حسابش را از مردم جدا کند و به همت خود متکی باشد و از قدرت و اراده خود استفاده کند نه از توان دیگران.

ضرورت وجود اعتماد به نفس

با این توجیه ، وجود اعتماد به نفس در افراد ، به ویژه پایه گذاری آن از همان دوران کودکی ضروری است و این ضرورت هم در رابطه با گذران امور مربوط به حیات روزمره است و هم در رابطه با سلامت روانی و رشد و امکان کسب کمال.

فرزندان ما نیازمند اعتماد به نفس اند تا در سایه آن بتوانند راه خوشبختی خود را هموار کنند. به هر میزان که کودکان ما بیشتر رشد کنند و بیشتر با مسائل و دشواری های زندگی مواجه گردند نیاز آنها به اعتماد به نفس بیشتر خواهد شد . پس مقدمات این امر باید از هم اکنون فراهم گردد.

در ایجاد اعتماد به نفس علاوه بر تقویت جنبه های ایمانی ، ضروری است حرکات و رفتار و عملکردهای کودک را تحت رهبری والدین و مربیانی مطمئن قرار دهیم تا  در ضمن هدایت بتوانند خصایص اخلاقی مطلوب را در وی به وجود آورند و او را به سوی مقصد مورد نظر جهت دهند.

زیان عدم اعتماد به نفس

ارزش پرورش کودکان و ایجاد زمینه اعتماد به نفس  را در آنان هنگامی می توان دریافت که بدانیم عدم آن موجب پیدایش چه عوارض و دشواری هایی است. بهتراست در این زمینه به دو نمونه توجه کنیم:

1- جنبه فردی

به نظر ما اگر طفل فاقد اعتماد به نفس باشد ، در حال و آینده  زندگی ناخوشایندی خواهد داشت. در کارها نیازمند است که به دیگران اتکا کند و برای جلب نظر دیگران ناگزیر است به نحوه ی خود را مورد پسند آنها قرار دهد که این خود منشاء بسیاری از لغزش هاست.

شخصیت موجود چنین افرادی به مراتب پائین تر از شخصیت واقعی آنهاست و برای همین آنها دچار احساس حقارت و تحت تأثیر عوامل مأیوس کننده هستند. امری که تدریجاً سبب خواهد شد که آنان امکانات طبیعی حیات را از دست بدهند و در معرض ابتلای بیماریهای عصبی و روانی قرار گیرند. چنین افرادی در سنین نوجوانی آرزوی مرگ دارند و می خواهند بمیرند و درد و رنج حقارت را تحمل نکنند.

 2- جنبه اجتماعی

کودکان و حتی همه ی آنهایی که اعتماد به نفس ندارند از معاشرت با دیگران پرهیز می کنند و گمان دارند در این زمینه دچار ضرر و زیان خواهند شد. وقتی هم معاشرتی دست دهد جرأت و اعتمادی ندارند تا استقلال رأی و نظر خود را حفظ کنند ، روحیه متزلزل شان آنها را وادار به تبعیت و تسلیم در برابر دیگران خواهد کرد ، امری که معلوم نیست همیشه به سود آنان باشد.

این افراد دوست ندارند در میان جمع حاضر شوند از آن جهت که مبادا نقاط ضعف شان علنی گردد و بی اهمیتی شان برملا و آشکار گردد. به دیگران بی اعتمادند و به صداقت و صفای هیچکس اعتماد ندارند. از مورد سئوال قرار گرفتن می گریزند ، مزاحم والدینند ، در همه کارها به آنان مراجعه می کنند ، استقلال رأی و رفتار ندارند ، می خواهند دیگران شروع کنند و آنها دنباله رو باشند ، جرأتشان مرده و پیشروی شان ملاحظه کارانه و کند است.

برخی از نشانه های کودک بی اعتماد:

– از خود و شخصیت واقعی خود گریزانند و دوست دارند از خود شخصیتی دروغین بسازند و معرفی کنند.

– خودستائی دارند و گزافه گو هستند و خود را بالاتر از آنچه که هستند معرفی می کنند.

– سعی دارند نقاط ضعف خود را بپوشانند.

– خجالتی و کمرو هستند و از این بابت انزوا طلبند و دوست دارند شریک درد پیدا کنند.

– به پنهان کاری راغبند، تا عیوب عملکردشان آشکار نشود حتی در حضور پدر و مادر که محرم رازند.

– از هر فرصت برای مقایسه خود با دیگران استفاده می کنند تا دریابند که در چه وضعیت و مقامی هستند.

– دچار وسوسه و اضطرابند و به همین دلیل ممکن است دچار شب ادراری باشند و یا خواب راحت نکنند.

– عصبی هستند و در مقابل انتقاد ، حساسیت از خود بروز می دهند و گمان دارند همه دشمن آنها هستند.

– اصرار دارند ثابت کنند که افرادی با ارزشند و آرزو می کنند وضعی پیش آید که خود را نشان دهند.

– از جمع گریزانند تا مبادا مورد عیبجوئی و نقد قرار گیرند  و بدین خاطر خود به سراغ کسی نمی روند.

– اگر عمل ناروایی از دیگران ببینند آن را برای خود مجاز می شمارند و به همان دلیل ، تن به چنان کاری می دهند.

– در برابر کمترین تلخکامی احساس کسالت می کنند و اشک می ریزند و سعی دارند دیگران به آن پی نبرند.

– از جنب و جوش و فعالیت بسیار بیزارند و از مشکل و دشواری گریز دارند.

– از آنها که مورد مقایسه او هستند بیزار هستند و سعی دارند آنان را تحقیر کنند. شوخی می کنند و قادر به تحمل شوخی متقابل نیستند و از این بابت دوستدار روابط یک طرفه هستند.

– از مسخره کردن دیگران و سقوط و لغزش آنها احساس لذت می کنند و نیز از ابهام و هراس دیگران.

– از شنیدن داستان های حزن آور مسرور می شوند و صحنه های غم انگیز گوئی برایشان موجب عقده تکانی است.

– با همه نیازی که به والدین خود دارند ، دوست ندارند والدینشان آنها را تحت اختیار بگیرند.

-…

حالات فرد فاقد اعتماد به نفس

حالات فردی که به خود اعتماد ندارد به گونه ای است که خود را در این دنیای بزرگ تنها احساس می کند و گمان دارد مورد نفرت دیگران است. به همین دلیل میل به انزوا دارد و در اجتماع نمی تواند تصمیم گیری کند و اگر هم تصمیم بگیرد قدرت اجرا ندارد.

او برای خود دنیای خیالی تصور می کند. دنیائی که در آن قدرت دارد ، زیباست و او در آن پیروز است و قادر به انجام دادن هر امری است و می تواند کار و تلاشی مثبت داشته باشد. ولی در جنبه عمل در می یابد که همه آرمانش در حال زوال و فناست ؛ او از زندگی لذتی نمی برد و به زندگی امیدوار نیست.

او گمان دارد که سراسر وجودش عیب است ، به همین نظر فکر و اندیشه ای مشوش دارد ، کمتر می خندد ، هرگز خود را آن چنان که هست نشان نمی دهد. تصورش این است که دیگران با او نفاق می ورزند و یا از عدم صداقتشان سر در نمی آورد. خود را فاقد قابلیت و خیلی ضعیف تر از آنچه که هست می پندارد.

به خاطر بی اعتمادی به خود ، موضع او در برابر حوادث ، موضعِ گریز است. هر حادثه ای که در زندگی برایش پدید آید برای او یک نقطه منفی است و خطرآفرین ؛ مختصر شکست خود را بزرگ کرده و از آن احساس اضطراب می کند که این حالت خود موجد دشواری های دیگری است.

علل عدم اعتماد به نفس

به علت نتایج زشت و خانمان برانداز عدم اعتماد به نفس ، ضروری است منشاء و علل ، یا ریشه ها و انگیزه های آن نیکو شناخته شود تا امکان رفع و جبران آن موجود باشد. در جنبه شناخت علل می توان موارد زیر را مطرح کرد:

1- در ارتباط  با خود

علل و انگیزه هایی که به خود فرد مربوط می شوند بسیار و اهم آنها عبارت اند از:

– وقایع تلخ و دلسرد کننده که موجبات ناراحتی و نگرانی هستند و در نتیجه عدم اعتماد به نفس را پدید می آورند.

– ناکامی ها و محرومیت ها به ویژه در آنچه که مورد علاقه شدید کودک می باشد.

– شکست های متوالی و خرد کننده که سبب دلمردگی و افسردگی و عدم اعتماد به نفس می شود.

– تداوم بدبینی ها و گله مندی ها راجع به زندگی و مسائل و دشواری های آن.

– وجود ترس و دلهره از افشا شدن رازی که به زندگی و سرنوشت فرد بستگی دارد.

– بیماری مداوم درونی ویا جسمانی که سبب درد و رنج و موجد بدبینی هاست.

– نقایص و نارسایی های جسمانی که سبب احساس حقارت واحیاناً عدم کارآمدی می شود.

– ترس از حقیر و بی مقدار شدن به علت احساس خلاء و فقر در درون خود.

– وجود گیجی و سردرگمی به علت تعدد وظایف ، مشکلات و دشواری ها.

2- خانواده

 در این زمینه  نیز علل و انگیزه های بسیاری وجود دارد که سبب پیدایش بی اعتمادی و سرکوب شدن اعتماد به نفس در کودکان می شود و اهم آنها عبارت اند از:

– وجود تبعیضات درخانواده و توجه فوق العاده والدین به یک کودک و مهمل گذاشتن حق کودک دیگر.

– به رخ کشیدن ضعف ها و عیوب کودک و سعی در بزرگ کردن آن و تحقیر کودک بدان طریق .

– آشکار کردن عیوب و افشا کردن لغزش های او درحضور کسانی که کودک در نزد آنها از احترامی برخوردار است.

– استبداد والدین و تحمیل نظرات خود بر طفل بدون در نظر گرفتن توان تحمل او.

– مراقبت شدید والدین از کودک به گونه ای که او را شدیداً به خود وابسته نمایند.

– مقایسه کردن کودک با فرد یا افراد دیگری که طفل توان رسیدن به آنها را ندارد.

– سرزنش های افراطی به گونه ای که طفل را از خود و لیاقت خود نومید کند.

– قرار دادن کودک لوس و نازپرورده در محیطی که او را نیکو تحویل نمی گیرند.

3-  اجتماع

درایجاد اعتماد به نفس و یا درعجز و زبونی انسان ، محیط اجتماعی فوق العاده مؤثر است . در واقع علت بسیاری از رشدها و سقوط ها را در این بخش باید جستجو کرد. کودک علاقه مند به حفظ خود و جلب نظر و احترام برای خویش است و در آن هنگام که نتواند خود را حفظ نماید و تلاش خود را در این رابطه بی ثمر می یابد ، تدریجاً اعتماد به نفس را از دست می دهد.

در محیطی که مظلوم لگد کوب شود و کسی ظالم را سرکوب نکند ، در محیطی که جز از طریق سازش نتوان به پیش رفت و کودک همه خواسته های خود را بر باد رفته احساس می کند ، در اجتماعی که بی اعتنائی به طفل به میزانی باشد که طفل خود را حقیر و بی مقدار احساس نماید ، کودک اعتماد به نفس خود را از دست خواهد داد و در برابر شخصیت واقعی خود خجل و شرمنده می شود. اندیشه خودنمائی و بزرگ منشی را از دست داده و اعتماد به نفس او فروکش خواهد کرد.

برخی از عواملی که بی اعتمادی را تشدید می کنند:

– اضطراب و دلواپسی به هرعلت و انگیزه ای که پدید آید و به ویژه در کودک ریشه دار شود.

– خستگی بسیار ، ناشی از کار فوق العاده ، بخصوص در آنچه که به نظر طفل بیهوده و بی ثمر آید.

– بی خوابی های مداوم ، خواه به علت کار و خواه به علت اضطراب و نگرانی.

– تحمل اجباری سلطه ها از والدین و مربیان و یا از مدرسه و معلم و ناظم.

– دیدن ترحم بسیار از دیگران که حاصل آن احساس زبونی و درماندگی خواهد بود.

– عادت داشتن به توقع به گونه ای که همیشه کار او را دیگران انجام دهند.

– ضعف جسمانی و احساس درد و رنج مداوم که ناشی از احساس ناتوانی وزودرنجی است.

– وجود احساس حقارت به هرعلت و اندیشه ، بویژه زمانی که درد او ریشه دار گردد.

– مواجه شدن با امری خلاف توقع ، مثل این امر که کودک خود را مورد احترام حساب کند ولی مواجه با بی اعتنائی شود.

لزوم ایجاد اعتماد به نفس

ما معقتدیم به هر میزان که اعتماد به نفس را در فرد گسترش دهیم به نفع اوست. باید کوشید کودک بر احساس حقارت خود غلبه کند و زندگی خود را از مهمل و فلج بودن نجات دهد.

اصل بر این است که طفل به خود اعتماد و اتکا داشته باشد و کارهای مربوط به خود را شخصاً انجام دهد . وضع کار و حالش باید به گونه ای باشد و به جائی برسد که برای خود لیاقت و کمالی احساس کند و به مزایای بیشتری از نظر امنیت و آسایش دست بیابد.

ما در جامعه افرادی را می شناسیم که برای شرکت در امری دست به دامان این و آن می شوند و منتظرند همه یک کار را شروع کنند تا آنها هم به همان کار اقدام نمایند. همه فریاد بزنند تا او هم فریاد بزند و این امر بدان خاطر است که اعتماد به نفس ندارد . وجود چنین امور و زمینه هائی است که ایجاد اعتماد به نفس و پرورش آن را در کودکان لازم می سازد.

امکان ایجاد آن

خوشبختانه امکان ایجاد اعتماد به نفس و پرورش آن در کودکان وجود دارد . بخصوص در این مورد  که خود کودک خواستار آن است. کودکان خواستار استقلال هستند و در طریق وصول و دستیابی به آن ناگزیرند اعتماد به نفس را در خود پدید آورند.

کودکانی که در زندگی با شکست هائی مواجه شده اند و اعتماد به نفس خود را از دست داده اند ، خود دچار نگرانی هستند و می خواهند به هر صورتی است از این وضع بیرون آیند و به اعتماد به نفس دست یابند . اینان خود را دوست دارند و این علاقه مندی در آنان وجود دارد که موقعیت خود را حفظ کنند و اعتماد به نفس خود را به دست آورند و والدین و مربیان وظیفه دارند با استفاده از این امکان ، او را به جهتی که مورد نظر است هدایت کنند و زمینه اعتماد را در او تقویت نمایند.

سنین آمادگی

کودکان از همان اوان کودکی خواستار استقلال و در جستجوی راه آزادی هستند و  دوست دارند به خود متکی باشند . این خواستاری در همه کودکان وجود دارد، حتی در آنها که فوق العاده ضعیفند.  از حدود چهار  سالگی این تمنا در آنها آشکار می شود ، متکی به نفس و مفتخر به آن هستند و به کارهایشان هم با دید اعجاب و تحسین می نگرند.

از حدود پنج سالگی او  به خود بیشتر توجه می کند و سعی دارد کمتر تحت تأثیر القائات قرار گیرد. در شش سالگی ممکن است به مادر پیشنهاد کند که اگر خواست به جایی برود  او  خانه را نگهداری خواهد کرد و در فاصله سنی چهار تا هفت سالگی  اعتماد به نفس در او مستقر می شود، حالت خودگرایی او سبب می گردد که به کارهای شخصی ، فوق العاده توجه نماید و از دیگران روی گردان شود.

از حدود سنین پس از هفت  سالگی اعتماد به نفس در او ریشه دار شده و حتی کودک را به فرماندهی و امر و نهی وا می دارد. میل دارد در امور ، دخالت و اظهار نظر کند و برای حل مشکلات شخصاً اقدام نماید. اعتماد به نفس او همراه با خود نمایی و خودبینی است و می کوشد هر روز از روز قبل تواناتر و کامل تر شود ؛ و از وضعی که در آن است و هم از وابستگی های گوناگونش به پدر و مادر نجات پیدا کند و البته این والدین و مربیان کودکند که می بایست چنین موجباتی را فراهم سازند.

طریق پرورش اعتماد به نفس

سخن این است که برای پرورش اعتماد به نفس در کودکان ، چه اقداماتی در مورد با کودک لازم است؟ چه مراقبت هایی در خانواده باید به عمل آید؟ و مدرسه در این زمینه چه وظایفی دارد؟ در اینجا مختصراً به بررسی این جوانب می پردازیم.

1 –  اقدامات در رابطه با کودک:

الف – دادن آگاهی و آموزش: این نخستین گام ، و مقدمه اعتماد به نفس است. کودک باید خود را و نقاط ضعف و قوت خود را بشناسد. از آنچه که دراطرافش می گذرد و در شخصیت و سرنوشت او مؤثر است آگاه باشد و به او تفهیم گردد که راه زندگی چیست؟ در پیشامدها و وقایع چه باید بکند و در برابر امور و مسائل چگونه موضع بگیرد.

وسعت اطلاعات در اعتماد به نفس کودک مؤثر است و می تواند عامل  و سببی برای تسلط بیشتر فرد برخود باشد و ثبات شخصیت او را موجب گردد. همچنین ضروری است به او وسعت دید و نظر بدهیم که تنها محدوده خود را نبیند؛  بداند که دیگران هم آدمند و کار و برنامه ای دارند.

ممکن است کودک  در زندگی حال و آینده دچار شکستی شود. باید این آموزش به او داده شود که از شکست نهراسد و با مختصر افتادگی جرأت خود را از دست ندهد؛ با قدرت اراده، با تلقین به خود و با القاء این اندیشه که من شجاعم، نمی ترسم و به پیش خواهم رفت ، از جای برخیزد.

ب- واداشتن ها : کودک باید وادار شود به

–  زندگی در میان جمع و مشارکت در امور اجتماعی و اظهار نظر و تصمیم گیری.

–  تسلط برخود و مدیریت خود، به گونه ای که در برخوردها و پیشامدها ، خود نگه دار و برخود مسلط باشد.

–  پذیرش خود در عین زشتی یا زیبائی، سلامت یا بیماری ، کمال یا نقص ، بدون احساس حقارت یا غرور.

–  سخن گفتن در میان جمع و نگاه کردن در چشم دیگران بدون احساس شرمساری.

–  اخذ تصمیم درباره کارهای شخصی  و مراقبت از خود.

–  ارزیابی وضع خود در طریق شناخت و جبران نقاط ضعف خویش.

–  حساسیت داشتن در برابر حوادث و جریانات و به حساب آوردن خود به عنوان عضوی از اجتماع.

–  انتقاد پذیری و تحملِ شنیدن عیوبی که در او وجود دارد و کوشش به اصلاح خود پس از انتقاد.

–  واقع بینی درعین هدف گرایی و دوری از تخیل و رؤیا و بوالهوسی به صورت تدریجی.

ج- اقدامات لازم: کوشش هایی که در طریق ایجاد اعتماد به نفس درباره او باید به عمل آید بسیار و از آن جمله است:

 – واگذاری نقش و مسئولیتی به کودک از همان اوان کودکی در رابطه با کارهای خانه یا مزرعه یا مغازه ، به تناسب رشد بدنی و روانی.

– آموزش راه و رسم عمل و موفقیت در آن کار و برنامه ، و شیوه موفق و نیرومند شدن در کار.

– ایجاد زمینه برای موفقیت او در آن کار از طریق ارائه و عرضه امکانات مناسب (برای هر هفته چند مورد).

– تعیین حدود کار و فعالیت ، و آگاه کردن کودک از این امر که درچه مواردی ممکن است مورد سرزنش یا مورد احترام و تشویق قرار گیرد.

 – افزودن میزان تجارب طفل از طریق ایجاد تنوع در کارهای او و دادن عرصه فعالیت به او.

– تعیین هدف های مرحله به مرحله در کار، در عین تعقیب هدفی دور و فوق العاده مهم، تا احساس خستگی نکند.

– بازخواست از کار و مسئولیتی که به او واگذار شده و آموزش راه جلوگیری از تکرار لغزش ها.

د- تقویت ها: در طریق ایجاد اعتماد به نفس، به ویژه با شیوه عملی ضروری است کودک تقویت شود و والدین و مربیان به این جنبه ها  توجه داشته باشند:

– تقویت اراده کودک به گونه ای که پس از تصمیم گیری با جرأت به پیش رود.

– ایجاد جرأت در کودک از راه تهییج او ، به صورتی که با شهامت و جسارت به پیش رود و اعلام حمایت خود از او.

– تحسین و تقدیر از عمل ارزنده او و بیان موفقیت های او در نزد افرادی که مورد علاقه کودکند.

– دادن قوت قلب به او در موردی که خود را در بن بست می بیند و سرگردان  است.

– ایجاد روح ارزشمندی  در او به صورتی که خود را دست کم نگیرد و از شخصیت خود آگاه باشد.

– گشودن راه های جدید برای موفقیت او به هنگامی که  همه راه ها را به روی خود بسته می بیند.

– اعلام رضایت از کاری که او خوب از عهده آن برآمده است تا ارزش خود را دریابد و به استحکام و استدلال به پیش رود.

ه – ایجاد عادات نیکو: بخشی از تلاش ها و کوشش های مربیان باید متوجه این امر باشد که عادات خوب و پسندیده ای در کودک به وجود آورند تا در او ریشه دار شود و وضع و رفتار او را به گونه ای معتدل درآورند. اهم آن عادات عبارتند از:

– عادت به آرامش و سکون از راه تذکر، تشویق و خودداری و مسلط بر خود بودن به گونه ای که زود عصبانی نشود  و بر هیجان خود غالب باشد.

– عادت به پیشقدمی درکارها بدون عجله و شتاب و بدون انتظاراز پیشگامی دیگران.

– عادت به گشاده رویی و حسن برخورد، متبسم و با نشاط بودن در عین وجود غم ها و رنجها.

– عادت به کم توقعی و عدم انتظار کار از دیگران و نیز کم توقعی از این امر که لازم نیست همه انتظاراتش یک جا برآورده شوند.

– عادت به نظم و انضباط در کار، خواب و استراحت، آمد و شد، تحصیل ، و قرار دادن امور بر روی برنامه.

– عادت به کم گفتن و بیش شنیدن و فرصت دادن به دیگران که آنها هم حرف و مقصود خود را بیان کنند.

– عادت به روبرو شدن با مشکل و تحمل دشواری ها بدون شکوه و گله و ناله و انجام دادن کاری که درباره آن تصمیم گرفته است.

– عادت به بهداشت جسم و فکر و پرهیز از غیبت، سخن چینی، بدخواهی، کینه توزی و …

و – جلوگیری از:

–  اضطراب و نگرانی و سلطه نفوذ آن در کودکان و نجات سریع او از این مشکل.

–  سخن گفتن با شتاب و عجله که ناشی از عدم تسلط  بر خویش ، و یا درهمی و اغتشاش در فکر است.

–  خجلت و شرمساری بدون دلیل که ناشی ازعدم تسلط بر خویش و ترس از آبروریزی است.

–  انزواجویی و کناره گیری و گوشه گیر بودن که معمولاً به خاطر ترس از مورد سئوال واقع شدن و آبروریزی است.

–  پر حرفی و زیاده گویی و اظهار نظر درباره اموری که در حد توان فکری و استعداد او نیست.

–  نفاق و دورویی با خود و دیگران به گونه ای که درون و بیرونش یکی باشد و آن چیزی را بگوید و عمل کند که باور دارد.

–  یأس و نومیدی درموفقیت و رسیدن به مقصد و جلوگیری از افسردگی و دلمردگی برای اندیشه در اموری که هنوز واقع نشده اند.

–  خوشحالی بی اساس که ناشی از تعریف و تمجید تملق گونه دیگران است.

ن – منع از:

– افسردگی و عدم حساسیت در اموری که فرد را از حال تعادل خارج کرده و به صورت موجودی بی خاصیت و بی ارزش در می آورد.

– حسادت و بدخواهی نسبت به دیگران و ناراحت شدن از موفقیت افراد .

– کینه ورزی نسبت به افرادی که مثلاً درباره او بدگویی کرده اند . اوباید وادار شود  دل خود را از آن کینه خالی نماید.

– وابستگی بسیار که خود سبب پیدایش ابتلائات بعدی بسیار خواهد شد که از جمله آن بی ارادگی و به صورت آلت و ابزار درآمدن است.

– شکوه از زندگی و گفتن درد خود به دیگران ، با توجه به این امر که کسی نمی تواند مشکل او را حل کند.

– تملق گویی و تعریف بیجا و زیاده از حد از دیگران ، که این خود نشان عدم اعتماد به نفس است.

– بدبینی به ویژه  هنگامی که مواجه با شکستی شده  تا  گمان نکند که دیگر همه چیز تمام شده است.

– غرور مخصوصاً به هنگامی که مورد تشویق قرار گرفته و می خواهد به خود سستی راه دهد و از کوشش خود بکاهد.

– احساس حقارت به گونه ای که خود را کوچکتر از آنچه که هست پندارد و گمان کند که موجودی کم ارج و یا بی بهاست.

ی – رهائی دادن از:

– تردیدها و وسوسه هائی که او را گرفتار کرده اند خواه درجنبه حیات شخصی از عقاید و غرایز و رفتار، و خواه در حیات جمعی.

– فرار و گریز از مشکلاتی که در سر راه او قرار دارند و رسیدن او را به مقصد مانع می شوند.

–  بلاتکلیفی های اخلاقی و نداشتن اصول و ضوابط برای زندگی کردن و خود را مورد توجه  قرار دادن.

– خستگی بسیار که ناشی از فشار کار است و موجبات افسردگی را فراهم می آورد. ( در این موارد برای او تنوع ایجاد کنید.)

–  عقاید و افکار غلط که سبب آلودگی ها و گرفتاری هایی خواهد شد و زندگی او را به خطر خواهد انداخت.

–  قیود بی حساب و خسته کننده که ملال آفرینند وطفل از آن احساس دلسردی و دلتنگی می کند.

–  غم و اندوه بسیار که جان او را می خورند و نمی گذارند کودک از زندگی لذت ببرد.

–  ترس و اضطراب که آدمی را دچار مرگ زودرس می کند و در مواردی حالت تسلیم  به او می دهد که خطر آفرین است.

پرورش اعتماد به نفس ( قسمت2)

2- اقدامات در رابطه با خانواده:

 در این زمینه از مباحثی باید سخن گفت که خانواده در رابطه با خود و هم در رابطه با کودک باید مورد توجه و عمل قرار دهد. خانواده مسئول بسیاری از سلامت ها و یا ناسلامتی های کودک است. درآنچه که مربوط به اعتماد به نفس می شود جوانب و اصولی را باید مراعات کرد که نوع موضعگیری هایشان در خوشبختی یا بدبختی کودکان مؤثر است و ما ذیلاً به نمونه هائی از آن اشاره خواهیم کرد:

– استقرار روابط صحیح بین زوجین به گونه ای که با هم جر و بحث نکنند و با درگیری خود روحیه کودک را نشکنند.

– اصلاح جو خانواده از آن بابت که طفل برای اطمینان به خود نخست باید خاطری جمع و مطمئن از خانه داشته باشد.

– محبت کردن به طفل به صورتی که خود را نیازمند به جلب محبت دیگران نبیند.

– اعلام محبت به طفل به صورتی که طفل آن را بفهمد و لمس کند و به والدین اعتماد نماید و قدر آن محبت را بداند.

– تحسین از کارهای مهمی که او انجام داده ، تا  بر این اساس او را به زندگی دلگرم نمایند.

– آرام و بی دغدغه داشتن زندگی به صورتی که کودک خانه و والدین را قوی ترین پناهگاه خود بداند.

– پایه گذاری روش زندگی براساس عزت نفس ، مناعت طبع ، احترام متقابل ، رعایت حقوق یکدیگر.

– تنظیم گفت و شنود با کودک بر مبنای دادن آموزش و آگاهی ، اصلاح نقایص و عیوب.

– خودداری از واداشتن کودک به شکسته نفسی یا تن دادن به اغراق و گزافه گویی و غلو که خود سبب ضعف روحیه است.

– دوری از رنجیدن از هم و رنجاندن یکدیگر ، حتی در آنچه که مربوط به اغیار است و این خود سببی برای دوری از اضطراب هاست.

– محدود کردن توقع خود از کودک وتوجه به این امر که او چون فردی بزرگسال ، آگاه و توانا نیست.

3- اقدامات در رابطه با مدرسه و اجتماع:

 در امر تربیت کودکان همه مسئولند با این تفاوت که مسئولیت برخی نسبت به دیگری بیشتر است. مسئولیت والدین دردرجه اول ، و مسئولیت مدرسه و اجتماع در درجه دوم است . بدین حساب ضروری است که در این مورد نیز توجهاتی معطوف دارد.

– قبول اجتماعی کودک به گونه ای که او احساس کند فردی محترم و عزیز است و اجتماع باید روی او حساب باز کند.

– ایجاد زمینه برای رشد و موفقیت او با استفاده از زمینه ها و امکاناتی که می تواند در اختیار داشته باشد.

– کمک به او در صورت شکست ، و گشودن راه به روی او در صورت احساس به بن بست رسیدن.

– دادن دلگرمی و اعتماد به او به صورتی که از مواجه شدن با مدرسه و معلم نترسد و دچار لکنت و ضربان سریع قلب نشود.

– مورد توجه قرار دادن او و کارهایش ، در عین این که ممکن است به نظر ناچیز رسد.

– خودداری از سپردن شاگردی ضعیف به قوی و دادن سرپرستی و ولایت به او. زیرا که طفل در آن صورت احساس عدم لیاقت می کند.

– دادن اعتماد  به او که پیش رود و اطمینان به این که همواره حمایتش خواهید کرد.

– زمینه سازی برای حرکت تدریجی و قدم به قدم او ؛ از آن بابت که هر سنی مقتضایی دارد و شرایط رشد فرق می کند.

عوامل مؤثر در ایجاد اعتماد به نفس

در ایجاد روحیه اعتماد به نفس در کودکان عوامل متعددی دخالت دارند که والدین و مربیان در این زمینه باید بسیار مراقب و هشیار باشند. آن عوامل ، متعدد و برخی از آنها عبارت اند از:

1- جنبه الگویی والدین: پدر و مادر نخستین معلم و مربی کودک اند ، علمکرد و رفتار آنها درس آموزنده ای برای کودکان است. اگر والدین افرادی ترسو یا شجاع باشند ، فرزندان اغلب به همانگونه خواهند بود. اگر پدر و مادر آرام و متین و با وقار،  و در برابر حوادث صبور و استوار باشند کودک هم از آنها تبعیت خواهد کرد. جنبه الگویی والدین همیشه باید مورد نظر باشد. خود نگهداری و خونسردی آنها ، عامل رشد و پیشرفت فرزندان و کلید حل بسیاری از معماهای زندگی است. موضع گیری شما در برابر امور و حوادث باید به گونه ای باشد که کودک از مشکل فرار نکند و در برابر دشواری ها خود را نبازد. برای وصول به چنین مقصدی ضروری است شما خوددار و خود نگه دار باشید.

2- ایجاد طمأنینه در نفس: آرامش و اطمینان باید بر کودکان غالب باشد آنچنان که دلهره ای و شوری آنان را نلرزاند و امکان درست اندیشی در آنان باشد . به آنها برای اقداماتشان وقت بدهید ، بگذارید فرصت تصمیم گیری داشته باشند و برای مسائل شان در حد فکر کوچک شان بیندیشند.

ممکن است فرزند شما متناسب با سنش کفایت لازم را نداشته باشد ولی بدانید که سرزنش های شما در این مورد کارساز نیست. ملامت شما  سرگشتگی آنان را بیشتر خواهد کرد. شما برای دادن اعتماد و اطمینان به فرزندان خود باید کاری کنید که آنها به لیاقت خود اطمینان پیدا کنند و خود را واجد صلاحیت وشایستگی لازم بدانند.

3- ایجاد مهارت: اصولاً نیرومندی و توانایی در امور خود ، گامی اساسی برای پیشرفت مقاصد و دستیابی به اهداف زندگی است. بسیاری از افراد نمی توانند اعتماد به نفس داشته باشند چون برای زندگی و یا وظیفه ای که شما برایشان معین کرده اید مهارت کافی کسب نکرده اند.

بدین سان آموزش و مهارت و راه و رسم کار ، و روش کسب موفقیت و پیروزی در امور ، خود از عوامل رشد است. به کودک مهارت بیاموزید ، یادش دهید که چه کند تا موفق باشد ، چه شیوه ای را به کار گیرد تا در زمینه خاص و مورد نظرتان توفیقی حاصل کند.

4- امکان عرضه خود: گاهی فرزندان ما برای عملی که انجام داده و یا از انجام آن سرباز زده اند دلایلی دارند که متأسفانه اجازه عرضه آن را ندارند. به طفل باید میدان داد که حرف خود را بزند ، دلایل خود را عرضه کند و مطالب و منطق خود را اگر چه کسل کننده است بیان نماید.

همچنین کودکان ما نیاز به خودنمائی دارند و ما تا حدودی که این امر موجب لوس شدن و غرور کودک نشود باید بپذیریم  و بگذاریم کارهای ظاهراً مهمی که او انجام داده روشن شود ، پیشرفت و ترقیات خود را عرضه کند و  گفتنی ها را اعلام نماید.

5- ایجاد زمینه برای تجربه: کاری کنیم کودک آنچه را که می خواهد لمس کند ، تجربه نماید ، بچشد و ببیند. اگر خواستار انجام امری است شخصاً وارد کار شود ، اگر درصدد ساختن دستگاهی است ، بدان اقدام نماید و عملاً توان و لیاقت خود را دریابد.

آزادی او در تجربه و لمس اشیاء ، تا حدی که موجب وارد آمدن لطمه ای به کودک نشود نه تنها موجب افزایش دید و تبحر او خواهد شد ، بلکه عملاً او را به شخصیت و مقام خود آگاه خواهد کرد و او در خواهد یافت که آیا توان و لیاقت انجام کاری را دارد یا نه.

6- حفظ سلامت او: سلامت بدن ، بهداشت روان ، حالات عمومی فرد و گرسنگی ، تشنگی ، نیازمندی ، ترس ، امنیت و… همه و همه در حالات و عملکردهای فرد مؤثرند و موجب حُسن یا سوء رفتار خواهند شد.

جلوگیری ازعواملی که مایه درد و رنج بدن اند و سبب فرسودگی و ناتوانی می شوند ، مراقبت در بهداشت طفل به صورتی که کودک دچار کسالت و نقاهت مداوم نگردد و فردی بهانه گیر نشود ، خود درایجاد حالت اعتماد به نفس کودک مؤثر است ومربیان باید این نکته را نیز در نظر داشته باشند.

خودداری های لازم:

والدین و مربیان در طریق ایجاد حالت اعتماد به نفس در کودکان ، از ارتکاب  بسیاری از اعمال که متأسفانه هم اکنون در نزد برخی از آنها رایج و مجاز است باید خودداری کنند . برخی از این موارد عبارتند از:

1- مداخله در کار کودکان: ما نمی خواهیم سلطه والدین را منکر شویم و حق دخالت در امور فرزند را از پدر و مادر سلب کنیم بلکه مقصود ما این است که ازهمان اوان کودکی ضروری است کارهائی در حد توان و قدرت طفل به او بسپاریم و از او بخواهیم که مستقلاً آن کار را انجام دهد.

بگذاریم فرزندمان شخصاً انجام کاری را بپذیرد بدون این که ما در آن مستقلاً مداخله کنیم. اگر نواقصی در کار ملاحظه شد بعداً می توان به او تذکر داد. آنها به این استقلال نیاز دارند : هم برای تمرین و تجربه ، و هم برای ارضای جنبه استقلال طلبی خود.

2- تجاوز به حدود آنها: با همه نیازمندی ها و دلبستگی ها ، کودکان مان احساس می کنند که تنها صاحب این جهانند و سرنوشت همه ی افراد به دست آنهاست. اشیایی را به خود اختصاص داده و جایی را در خانه از آن خود می دانند . اگر گوشه اطاق را به او اختصاص داده اید پاگذاری در مرز آن را کودک تجاوزبه حساب خواهد آورد. او کاغذی را به صورت هواپیما در می آورد و در آنجا قرار می دهد شما با توجه به این که آن شیء بیهوده است پاره اش می کنید و کودک گمان دارد شما دل او را پاره کرده اید. تا آنجا که رعایت حقوق کودک ، موجب وارد آمدن لطمه ای بر او نیست پذیرای مالکیت و آزادیش باشید.

3- انجام کار آنها: برخی از مادران و پدران برای فرزندان خردسال خود دلسوزی می کنند و کارهای او را بخصوص کار مدرسه را  انجام می دهند. این کار نه تنها به امر تحصیل کودکان لطمه وارد می آورد ، بلکه به شخصیت و اعتماد به نفس آنها هم صدمه می زند. چنین کودکانی شدیداً به والدین خود وابسته شده و اتکای به نفس را از دست خواهند داد.

والدین باید اجازه و دستور دهند که کودک کار خود را انجام دهد و فقط به گونه ای او را هدایت و راهنمایی کنند. زیرا در غیر این صورت به جای فایده رساندن ضرر می زنند و فرزندان خود را تدریجاً افرادی ناتوان تربیت می کنند و بدین ترتیب عدم اعتمادشان به خود ، ریشه دار خواهد شد.

4- تحقیرها: این که فرزند شما در مقایسه با خودتان کوچک و ناتوان است و قدرت و توان انجام کارهای مهم را ندارد جای بحث و سخنی نیست ولی شما هرگز نباید کار او را به خود مقایسه کنید و در نتیجه خوار و بی مقدارش بشمارید. تحقیر کردن طفل سبب احساس بی اعتباری او خواهد شد.

ما والدینی را می شناسیم که فرزندشان متناسب با سن و رشدش کار مهمی انجام می دهد ؛ مثلاً مشق زیبایی می نویسد و یا نقاشی قشنگی را به پدر و مادر عرضه می کند . اما والدین به او نهیب می زنند که این چه مزخرفی است و با چنین تحقیری اعتماد به نفس او را می شکنند و یا بدون توجه ، کار کودک را با کار خود یا دیگران مقایسه کنند و می گویند من از تو بهتر می کشم و فلان کار از عهده تو خارج است و طفل آن را تحقیری برای خود به حساب می آورد.

5- به رخ کشیدن نواقص: ممکن است فرزند شما نقصی و یا نارسائی عضوی داشته باشد. او در این نقص و نارسائی مقصر نیست و اگر هم روزی اشتباه کرده و دچار چنین نقص مداومی شود نباید به خاطر آن سرزنش بشود و شخصیتش خرد و تحقیر گردد.

برخی از والدین و مربیان مثلاً به خاطر عدم فرمانبری فرزند یا ضعف درسی او ، برای این که دلش را بسوزانند نقص عضو او را به رخش می کشند ، دل جریحه دار او را مجروح تر می سازند و خاطره ای را که طفل اصرار به فراموش کردن آن دارد از نو به یادش می آورند و در نتیجه روحیه او را می شکنند و باعث افسردگی اش می شوند و این خود خطا و لغزشی است که سبب پیدایش احساس حقارت در او می شود.

6- دلسرد کردن: آیا می دانید سخنان تلخ و رفتار نابهنجارتان با کودک سبب پیدایش چه دشواری و مسائلی می شود و چگونه او را از خود دلسرد و بیزار می کند. چه زشت است که والدین و مربیان با استفاده از قدرت و حاکمیت خود سخنانی را بر زبان آورند که موجب احساس ضعف و ناتوانی طفل شود.

کودک کاری انجام می دهد که به نظر خود نوعی سرگرمی و اشتغال است. مأیوس و دلسرد کردن کودک از اقدام به یک امر موجب کشتن اعتماد به نفس و از دست دادن اطمینان خواهد شد. او طبعاً تصمیم خواهد گرفت که دیگر به کاری اقدام ننماید.

7- سرزنش بسیار: از مسائل و عواملی که اعتماد به نفس را در کودک می کشد سرزنش های مداوم و افراطی است. سرزنش ها ، برای کودک آینده ای هراس انگیز خواهد ساخت و سبب آن خواهد شد که او امور را با بدبینی بنگرد و بدین ترتیب روزگار حال و آینده اش تاریک شود.

اگر تذکرات شما در اصلاح کودک مفید نیفتاد و یکی دو بار هم سرزنشش کردید و مؤثر واقع نشد ، ضروری است سرزنش ها را قطع کنید و علل و انگیزه های آن نابهنجاری یا بد رفتاری را تعقیب کنید. زیرا در مواردی خود طفل در وضع و موقعیتی قرار می گیرد که قادر به اصلاح وضع خود نیست و سرزنش های مداوم شما او را بیش از پیش از خود مأیوس می سازد.

8- شکست دادن ها: ممکن است شما با فرزند خود بازی دوستانه ای داشته باشید . البته این کار ، مفید و ضروری است. در سایه آن می توانید به کودک درس بیاموزید ، عیوب او را اصلاح کنید و… ولی آنچه قابل ذکر است این است که اصرار نداشته باشید کودک در بازی با شما شکست بخورد ، مگر آنگاه که قصد داشته باشید از این طریق راه موفقیتی را به طفل بیاموزید.

شکست کودک از شما ، به ویژه اگر مکرر و مداوم باشد ، سبب آن خواهد شد که او در توان و لیاقت خود شک کند و روح اعتماد به نفس در او کشته شود. ما منکر این امر نیستیم که کودک باید گاهگاهی طعم شکست را بچشد تا به تدریج کار آزموده و ورزیده شود ، ولی این امر نباید مکرر شود.

کنترل ها:

در طریق تربیت کودک و پرورش اعتماد به نفس در کودکان ، ضروری است که آنها را  از جهاتی تحت کنترل قرار دهید. این کنترل ها درباره همه عوامل و مسائلی است که در جهت سازندگی و ویرانی بنای شخصیت کودکند . از آن جمله اند:

1- کنترل معاشرت: دوستان و معاشران طفل می توانند نقش مهمی را در زندگی  او ایفا کنند . فرزندان ، خواسته و ناخواسته تحت تأثیر دوستان خود هستند و خوی و اخلاق آنها را کسب می کنند.

2- کنترل واردات ذهنی: خواندنی های کودک را از کتاب ، روزنامه ، مجله ، و دیدنی های او و شنیدنی هایش را تحت نظارت داشته باشید. ببینید او چه داستانی می خواند ، چه فیلم هایی را می بیند و…

3- کنترل حیات شخصی: در این زمینه باید آمد و شدها ، زندگی خصوصی و انزواجویی های طفل را زیر نظر داشته باشیم. گاهی کودک در خلوت است و سرگرم خیالبافی و بزرگ کردن شکست و محرومیت خود ؛ و اگر در همان حال بماند ، برای او زیانبخش است و حتماً باید از آن حالت بیرون آید.

4- کنترل تظاهرات و سخنان: از همان آغاز زندگی باید مراقبت داشت که کودک اسیر تظاهر و ریا و تملق و زرق و برق نگردد و اگر حالات و رفتار و یا گفتاری در این رابطه پدید آید باید آن را زیر نظر گرفت و جلوگیری کرد. حتی در مورد با هیجانات کودک باید کوشید که تعدیل گردد و او بی جهت تسلیم آن حالات نگردد.

5- کنترل افسوس ها: در این مسئله که کودک در صورت خطا کاری باید پی به اشتباهش ببرد ، حرفی نیست . مخصوصاً باید موجباتی فراهم آورد تا او از کرده خود نادم و پشیمان شود. ولی نباید گذارد تمام فکر و ذهنش همیشه متوجه آن تأسف باشد و تدریجاً افسردگی بر او غالب شود. زیرا در چنان صورتی ، نه تنها اعتماد به نفس او جریحه دار می شود بلکه شخصیتش خرد خواهد شد.

همراهی ها:

در طریق تربیت طفل و پرورش اعتماد به نفس در او باید قدم هایی برداشته شود که برخی از آنها عبارت اند از:

– راهگشایی برای موفقیت کودک و آماده کردن امکانات برای رشد او.

– استفاده از فرصت هایی که گاهی در مسیر زندگی انسان پدید می آید و قرار گرفتن در آن موجب رشد است.

– به کارگیری رغبت های کودک و در نظر داشتن تمایلات او تا حدی که موجب غرور و لوسی او نشود.

– حمایت از کودک ، به ویژه زمانی که او با محرومیت یا شکستی مواجه شده است.

– ارائه راه های تازه برای موفقیت های بعدی و دمیدن روح امید برای حرکت مجدد او.

– کشف استعدادهای نهان و به کار انداختن آنها در طریق حرکت های جدید کودک.

– ایجاد تنوع در زندگی از طریق گرد ش ها ، تفریحات و جابه جایی ها.

– استفاده از غرور کودک برای رشد او و حرکت دادن او و ایجاد جرأت و شهامت در او.

– و بالاخره سعی در حفظ روحیه کودک ، احترام گذاری به شخصیت او و شاداب نگه داشتن او.

نشان اعتماد به نفس در کودکان

این که آیا فرزند کوچک ما به تناسب سن و رشد ، براین فرض که مثلاً حدودهفت تا ده ساله ، باشد از اعتماد به نفس کافی برخوردار است یا نه؟ باید بگوئیم نشانی هایی در این رابطه وجود دارد که اهم آنها عبارتند از:

– خود را دوست دارد و برای شخصیت خویش احترام قائل است.

– می تواند کودکان دیگر را دوست بدارد و حتی در راه آنها گذشت ها و خدماتی داشته باشد.

– در سخن گفتن متین و آرام و برخود مسلط است ، نه لکنت دارد و نه عجله و شتاب.

– در بین جمع حرف خود را می زند و از شخصیت خود دفاع می کند.

– چهره اش بشاش و نگاهش مطمئن و به خود امیدوار است و طبعاً دلهره و اضطراب ندارد.

– وظیفه ای را که به او واگذار می شود پذیراست و در انجام آن می کوشد.

– بسیار خجول و منزوی نیست و از افسردگی و یأس به دوراست.

– بیش از این که از دیگران متوقع باشد از خود توقع دارد و کار خود را به تنهایی  انجام می دهد.

– به لیاقت و مهارت خود تا حدود نسبتاً زیادی مطمئن است.

– در برابر امور و جریانات بی تفاوت نیست، می کوشد با ملاحظه خود ، گامی در طریق انجام وظیفه بردارد.

– از شکست و محرومیت دیگران شادکام نمی شود و سعی می کند دیگران هم به خوشی دست یابند.

– برای کار و زندگی خود برنامه ای دارد و با نظم و دقت به پیش می رود ، بدون این که دچار عجله شود.

تقویت عزت نفس در کودکان با پذیرش آنان در همه شرایط

همه کودکان به ویژه کودکانی که پا به مرحله رشد می گذارند باید از آزادی و استقلال نسبی برخوردار باشند. ولی آنچه که آنان باید بدانند این است که در این جهان افرادی زندگی می کنند که ممکن است به آنان صدمه بزنند و آنچه که والدین انجام می دهند به منظور حفظ آنان از دست این افراد است. فراموش نکنید که التیام احساسات سرکوب شده دوران کودکی به ویژه کودک بزهکار مشکل و سخت است.
 حکمفرما کردن انضباط در خانواده کاری بس مشکل است. تنظیم قوانین منصفانه و به کار بستن آنها به طور منطقی می تواند مهارت های هر پدر و مادری را آزمایش کند. مهم نیست که شما چه حد و حدودی را در مورد کودکانتان به کار می برید زیرا آنان همواره در جستجوی راه هایی برای شکستن این حد و حدود هستند. این امر طبیعی است. ولی کودکانی که از قوانین و حد و حدود آن تبعیت می کنند، احساس مهم بودن می کنند. مهم نیست که تا چه اندازه آنان ممکن است از خود مقاومت نشان دهند.

تقویت عزت نفس کودکان

می گویند کودکان بزهکار به توجه، محبت و پذیرش بیشتری نیاز دارند. اغلب آنان احساس انزوا و جدایی می کنند که این امر آسیب پذیری آنان را نیز افزایش می دهد. به عبارت دیگر کودکانی که دارای حس خود ارزشی هستند کمتر دچار بزهکاری می شوند. بنابراین برای تقویت عزت نفس در کودکان چه باید کرد؟

برای انجام این مهم چهار رکن وجود دارد: محبت ، زمان ، انضباط ، پذیرش.

– بیشتر اوقات دوست داشتن کودکان خیلی ساده و آسان است و در برخی مواقع مشکل.

– ابراز محبت به کودکی که پیوسته بی تربیت، ناسازگار و بدخلق است، همچون بیشتر کودکانی که دوران بلوغ را سپری می کنند، سخت است.

– جالب است بدانیم در این زمان او به محبت بیشتری نیاز دارد. والدینی که هم در دوران سرکشی و ستیز کودکان و هم در دورانی که کودکان نوپا می باشند و از شیرینی خاصی برخوردارند به آنان توجه می کنند در واقع پایه عزت نفس کودکانشان را می سازند.
 تا آنجایی که می توانید وقت زیادی را با کودکتان بگذرانید. اگر شما بیش از یک فرزند دارید سعی کنید طوری وقت خود را تقسیم کنید که به هر یک از فرزندانتان زمان کافی اختصاص یابد. گرچه تنظیم زمان بندی بدین شکل مشکل است، ولی این مسئله برای رشد کودک ضروری است حتی اگر لازم باشد از فعالیت های دیگر زندگی خود صرف نظر کنید.

وقتی را که با کودکتان می گذرانید یکی دیگر از مواردی است که برای تقویت عزت نفس او مهم است. کودکان به زمان با کیفیت نیاز دارند. آنان به شما نیاز دارند تا در حیاط مدرسه و بازی و حتی در برخی زمان های معمولی در کنارشان باشید. این بدین معنا نیست که شما باید کاملاً در همه احوال مراقب کودکانتان باشید. اغلب برای بیشتر کودکان فقط حضور والدین در خانواده کافی است. گاهی اوقات مشغله کاری در بیرون از خانه به قدری زیاد است که مجبوریم زمان خیلی کمی را با کودکانمان بگذرانیم هیچ چیز مشکل تر از این نیست که برای بودن با کودک زمان کافی پیدا کنیم، ولی باید بدانیم که این زمان برای رشد کودک اهمیت دارد.

حکمفرما کردن انضباط در خانواده کاری بس مشکل است. تنظیم قوانین منصفانه و به کار بستن آنها به طور منطقی می تواند مهارت های هر پدر و مادری را آزمایش کند. مهم نیست که شما چه حد و حدودی را در مورد کودکانتان به کار می برید زیرا آنان همواره در جستجوی راه هایی برای شکستن این حد و حدود هستند. این امر طبیعی است. ولی کودکانی که از قوانین و حد و حدود آن تبعیت می کنند، احساس مهم بودن می کنند. مهم نیست که تا چه اندازه آنان ممکن است از خود مقاومت نشان دهند.

یکی دیگر از ارکان عزت نفس در کودکان «پذیرش» است که انجام آن دشوار است. برای والدین طبیعی است که نسبت به کودکانشان امیدواری زیادی داشته باشند.

همه ما دوست داریم که کودکانمان دارای تحصیلات دانشگاهی بوده و یا بهترین شاگرد در کلاس درس باشند. ما از کودکانمان انتظارات زیادی داریم ولی آنان بیشتر انتظارات ما را برآورده نمی کنند. یکی از روش های مهم تقویت عزت نفس، پذیرش کودکان در همه شرایط است. هر کودکی دارای مشخصه منحصر به فرد خویش است و از نقاط ضعف و قوت برخوردار است. به طور یقین ما باید انتظار داشته باشیم که کودکانمان تا آنجا که می توانند تلاش کنند. در هر صورت چه آنان در کاری به راحتی موفق شوند یا به سختی در انجام آن موفق


عنوان دومین مطلب آزمایشی من

این متن دومین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد.

زکات علم، نشر آن است. هر وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از وبلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید فارسی در اینترنت خواهد داشت. انتشار جزوات و متون درسی، یافته های تحقیقی و مقالات علمی از جمله کاربردهای علمی قابل تصور برای ,بلاگ ها است.

همچنین وبلاگ نویسی یکی از موثرترین شیوه های نوین اطلاع رسانی است و در جهان کم نیستند وبلاگ هایی که با رسانه های رسمی خبری رقابت می کنند. در بعد کسب و کار نیز، روز به روز بر تعداد شرکت هایی که اطلاع رسانی محصولات، خدمات و رویدادهای خود را از طریق بلاگ انجام می دهند افزوده می شود.

عنوان اولین مطلب آزمایشی من

این متن اولین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد.

مرد خردمند هنر پیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه اندوختن، با دگری تجربه بردن به کار!

اگر همه ما تجربیات مفید خود را در اختیار دیگران قرار دهیم همه خواهند توانست با انتخاب ها و تصمیم های درست تر، استفاده بهتری از وقت و عمر خود داشته باشند.

همچنین گاهی هدف از نوشتن ترویج نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده یا ابراز احساسات و عواطف اوست. برخی هم انتشار نظرات خود را فرصتی برای نقد و ارزیابی آن می دانند. البته بدیهی است کسانی که دیدگاه های خود را در قالب هنر بیان می کنند، تاثیر بیشتری بر محیط پیرامون خود می گذارند.

Designed By Erfan Powered by Bayan